چرا ورود جولانی به جنگ لبنان همچنان بعید است؟
خلاصه خبر
سرویس سوریه - فشار آمریکا برای نقشآفرینی بیشتر سوریه در پرونده حزبالله، گمانهزنیها درباره احتمال ورود دمشق به جنگ لبنان را افزایش داده است؛ با این حال، به نظر میرسد ملاحظات داخلی سوریه، پیچیدگیهای منطقهای و چالشهای گفتمانی، ورود مستقیم احمد الشرع به این جنگ را همچنان بعید میکند.
به گزارش کردپرس، در هفتههای اخیر، نام «احمد الشرع» رئیس دولت موقت سوریه بیش از گذشته در ارتباط با تحولات لبنان و بهویژه پرونده حزبالله مطرح شده است. این موضوع ابتدا با اظهارات «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا درباره آمادگی الشرع برای کمک به حل بحران لبنان مطرح شد و پس از آن نیز گزارشهایی درباره فشار واشنگتن بر دمشق برای ایفای نقشی فعالتر در قبال حزبالله منتشر شد.
در نگاه نخست، این تحولات میتواند این تصور را ایجاد کند که دولت جدید سوریه به سمت ورود مستقیم به لبنان و حتی رویارویی نظامی با حزبالله حرکت میکند. با این حال، کنار هم قرار دادن اظهارات مقامات سوری و آمریکایی، شرایط داخلی سوریه و ملاحظات منطقهای نشان میدهد که میان «افزایش نقش سوریه در پرونده لبنان» و «ورود نظامی به لبنان» تفاوت مهمی وجود دارد. به نظر میرسد احتمال ورود مستقیم احمد الشرع به جنگ لبنان در شرایط کنونی پایین است، اما احتمال افزایش نقش سیاسی و امنیتی دمشق در این پرونده بیشتر است.
بخش اول؛ نقش سوریه در پرونده لبنان
نقطه مهم در این تحولات، اظهارات دونالد ترامپ بود. او با تمجید از عملکرد احمد الشرع اعلام کرد که رئیس دولت موقت سوریه آماده کمک به حل بحران لبنان است. در ادامه، «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا تأکید کرد که سوریه باید ابتدا روی مشکلات داخلی خود تمرکز کند و امنیت مرزهایش با لبنان را تأمین کند.
این تفاوت در مواضع نشان میدهد که هدف واشنگتن لزوماً اعزام ارتش سوریه به لبنان نیست. سوریه به دلیل مرز طولانی با لبنان و قرار گرفتن در مسیرهای ارتباطی و انتقال تجهیزات، حتی بدون ورود نظامی به این کشور میتواند بر معادلات حزبالله تأثیر بگذارد. کنترل گذرگاهها، جلوگیری از انتقال سلاح و همکاری اطلاعاتی با لبنان میتواند بخشی از اهداف آمریکا را تأمین کند.
از سوی دیگر، احمد الشرع نیز بارها تأکید کرده است که سوریه برنامهای برای ورود به خاک لبنان ندارد و نمیخواهد الگوی مداخلات نظامی گذشته در این کشور را تکرار کند. این موضع با شرایط داخلی سوریه نیز سازگار است. دولت جدید هنوز در حال بازسازی ساختارهای نظامی و امنیتی، ادغام نیروهای مختلف و تثبیت حاکمیت مرکزی است و ورود به یک جنگ خارجی میتواند این روند را با مشکل مواجه کند.
جنگ لبنان نیز یک عملیات نظامی ساده نیست. حزبالله بازیگری قدرتمند در ساختار سیاسی و نظامی لبنان است و ورود ارتش سوریه میتواند دامنه درگیری را افزایش دهد. از سوی دیگر، خاطره حضور نظامی سوریه در لبنان همچنان در بخشی از جامعه این کشور وجود دارد و حتی مخالفان حزبالله نیز ممکن است با بازگشت ارتش سوریه مخالفت کنند.
در چنین شرایطی، مداخله نظامی دمشق میتواند نتیجهای برخلاف هدف اولیه آمریکا داشته باشد. حزبالله ممکن است حضور نیروهای سوری را به عنوان «مداخله خارجی» معرفی کند و خود را در جایگاه مدافع لبنان قرار دهد. در نتیجه، جنگ با حزبالله نه تنها میتواند این گروه را تضعیف نکند، بلکه به آن فرصت بازسازی بخشی از موقعیت سیاسی و اجتماعی خود را بدهد.
از این منظر، گزینه کمهزینهتر برای دمشق، افزایش نقش امنیتی در سمت سوری مرز است؛ کنترل گذرگاههای رسمی و غیررسمی، مقابله با قاچاق سلاح و مواد مخدر، جلوگیری از انتقال تجهیزات نظامی و افزایش همکاری با ارتش لبنان. چنین نقشی به سوریه اجازه میدهد بدون ورود به جنگ، بر معادلات لبنان تأثیر بگذارد.
بخش دوم؛ محدودیتهای سیاسی و گفتمانی جولانی
در کنار ملاحظات نظامی و سیاسی، یک چالش گفتمانی نیز وجود دارد. احمد الشرع و بخشی از نیروهای پیرامون جریان او سابقه فعالیت در جریانهای اسلامگرای سلفی دارند و ورود مستقیم دولت جدید سوریه به جنگ با حزبالله میتواند از سوی بخشی از این جریانها با پرسش مواجه شود. به بیان دیگر، اگر جولانی در کنار آمریکا و اسرائیل وارد جنگ با حزبالله شود، این اقدام میتواند در بخشی از گفتمان سلفی به عنوان جنگ یک مسلمان علیه گروهی دیگر از مسلمانان تلقی شود و با برخی مبانی گفتمانی این جریانها تباین پیدا کند.
این مسئله میتواند هزینه سیاسی تصمیم الشرع را افزایش دهد؛ بهویژه آنکه دولت جدید سوریه همزمان تلاش میکند خود را به عنوان یک دولت واقعگرا و فراگیر معرفی و موقعیت خود را در داخل تثبیت کند. بنابراین، احتمال دارد دمشق میان موضع سیاسی خود در قبال حزبالله و ورود مستقیم نظامی به جنگ با این گروه فاصله مشخصی حفظ کند.
در کنار این مسئله، سوریه هنوز با مشکلات اقتصادی، امنیتی و سیاسی متعددی مواجه است. ارتش جدید هنوز کاملاً یکپارچه نشده و نیروهای محلی همچنان نقش مهمی دارند. از این رو، ورود به جنگ لبنان میتواند منابع سیاسی، اقتصادی و نظامی دمشق را مصرف و روند تثبیت دولت جدید را دشوار کند.
ترکیه، آمریکا و اسرائیل نیز هرکدام محاسبات متفاوتی درباره آینده سوریه و لبنان دارند و دمشق نمیتواند در خلأ تصمیمگیری کند. الشرع از یک سو برای بازسازی سوریه به روابط خود با آمریکا و کشورهای منطقه نیاز دارد و از سوی دیگر باید از ورود کشورش به جنگهایی که میتواند ثبات داخلی را تهدید کند، جلوگیری کند.
به همین دلیل، به نظر میرسد محتملترین سناریو افزایش نقش سیاسی و امنیتی سوریه در پرونده لبنان، بدون ورود مستقیم ارتش این کشور به جنگ باشد. دمشق میتواند در کنترل مرز، محدود کردن انتقال سلاح، همکاری امنیتی با لبنان و گفتوگوهای سیاسی فعالتر شود.
در نهایت، مسئله اصلی این نیست که آیا سوریه در پرونده لبنان نقش خواهد داشت یا خیر؛ بلکه این است که این نقش تا کجا پیش خواهد رفت. اگر واشنگتن تنها خواهان کنترل مرزها و محدود کردن انتقال سلاح باشد، احتمال همکاری دمشق بیشتر است. اما اگر فشار آمریکا و اسرائیل برای ورود مستقیم سوریه به جنگ با حزبالله افزایش پیدا کند، محاسبات الشرع پیچیدهتر خواهد شد.
بنابراین، به نظر میرسد در شرایط فعلی احتمال ورود مستقیم احمد الشرع به جنگ لبنان پایین باشد، اما افزایش نقش سیاسی و امنیتی سوریه در این پرونده محتملتر است. برای دمشق، ورود به جنگ میتواند یک فرصت نفوذ باشد، اما همزمان خطر تبدیل شدن به یکی از بزرگترین چالشهای سیاست خارجی دولت جدید سوریه را نیز به همراه دارد.
نویسنده: بهمن میرانی
سرویس سوریه خبرگزاری کردپرس
مطالعه بیشتر
خبر قبلی و بعدی
دیدگاه کاربران