مغازه خوابی، خیابان گردی و مسئولینی که هنوز هستند/ منصور اولی
خلاصه خبر
پرده اول: تلویزیون روشن است، به صورت اتفاقی روی شبکه استانی سیمای کردستان، یک برنامه بعد از اخبار به قول مجری موسیقی محور و سرگرم کننده، شروع می شود، مجری مهمان از راه می رسد و در خلال صحبت هایش می گوید: «دوستی به من زنگ زد.....»
بله دوستی به او زنگ زده است، یا کسی برایش تعریف کرده است، «پدر یک خانواده گفته است یک اتومبیل رنو- ارزان ترین و قدیمی ترین اتومبیل موجود در بازار- دارد، شب ها زن و دو تا بچه اش را سوار می کند، تا نزدیک 12 شب در شهر می چرخاند و بعد برای خوابیدن به انباری (مغازه ای) که اجاره کرده است بر می گردند»
پرده دوم: نمی دانی درست شنیده ای یا بخشی از یک طنز تلخ بود. دنباله برنامه هم پر است از گله و شکایت از گرانی و ....
فکرت مشغول این خبر هولناک است و چند ساعت بعد از تلوبین دوباره آن بخش برنامه را نگاه می کنی.! بله درست شنیده ای، خانواده ای در شهر سنندج اینگونه روزگار می گذرانند.
پرده سوم: تلفنی با دوستی صحبت می کنی از هر دری سخنی، ناگهان یاد آن خبر هولناک می افتی با دوستت کمی در باره اش صحبت می کنی و او خبری هولناک تر می دهد: «سه خانواده در یک زیر زمین در فلان محله با هم زندگی می کنند..»
سرگیجه ای که از این اخبار و این حرف ها به آدم دست می دهد صدبرابر بیشتر از سرگیجه ای است که می گویند علامت کرونا است.
پرده چهارم: مسئولین را می بینیم که حرف هایی می زنند؛ حتی از «توسعه» حرف می زنند- باور کنید هنوز هستند مدعیانی که از توسعه کردستان بر اساس برنامه هایشان سخن می گویند- و آن خبر هولناک باردیگر مانند خوره به جانت می افتد- یک رنو- خانواده ای با دو فرزند و مغازه ای که سرپناهشان است و مسئولینی که هنوز هستند. حرف می زنند و برنامه می دهند و ادعا دارند.
*** آن خبر را مجری مهمان برنامه «چوارباخ» سیمای کردستان اعلام کرد.
دیدگاه کاربران