تورم افسار گسیخته و امیدهای بر باد رفته/ *بهروز ابراهیم آبادی
خلاصه خبر
اما به واقع تورم افسار گسیخته و خواب صاحبان ادعاهای دروغین پاکترین، مدیرترین، با فکرترین و ترین های دیگر، درد این بیماری را از یادمان برد.
هر چند بر خلاف تمامی ادعاهای، مالکان بالاترین آرای مردم، این افزایش قیمت ها بسیار واقعی هستند و می بایست این افزایش قیمت ها و برهم خوردن نقاط تعادل در تمامی بخش های اقتصادی مخصوصا نرخ برابری ارز، قیمت سکه و طلا و در نهایت قیمت سرپناه مردم و ... زودتر خود را نشان می داد.
چگونه است که میزان نقدینگی در یک کشور از ۶۵۰ هزار میلیارد تومان در عرض کمتر ۶ سال و نیم به ۳ هزار، هزار میلیارد تومان می رسد؟ و کسی هم پاسخگو نیست؟
این میزان افزایش نقدینگی در طول ۴۰ سال عمر نظام بی سابقه بوده، افزایش نقدینگی که بدون پشتوانه، اقتصاد مملکت را در آستانه بحران قرار داده و هر روز سفره شهروندان کوچک و کوچک تر شده و این حرکت پرشتاب گویا قصدی برای توقف ندارد.
زمانی را به یاد دارم که دولت مردان در سال ۹۲ برای گرفتن آرأ وزرا، یکدست و هم چهره با ریش های پرفسوری به مجلس عزیمت نمودند تا تغییر را از ظاهر خود به دنیا مخابره کنند.
امیدِ زیبایی را در ذهن خام جوانان زنده کردند که ای کاش این امید واقعی بود، حیف که این تغییر بنیادی فقط در ظواهر ماند و جملات زیبا بر لبخندهای خشکیده از درد تورم، فقر، تنگدستی و... پژمرده شد و گُل امید در اذهان خُشکاند.
طرح های بسیاری را با آب و تاب و بَزَک کردن، به امید داشتن آینده ای زیبا به خوردمان دادند که بجز مزه تلخ آن، چیزی را به یاد نداریم.
بخش مسکن یکی از این بخش ها بود که طبق نظر کارشناسان امر به ازای هر متر مربع مسکن ۵ و نیم نفر اشتغال زایی صورت می گیرد. برای ساخت یک واحد مسکونی بالغ بر ۱۰۰ تا ۱۲۰ گروه، دسته، صنعتکار و معدنکار تلاش می کنند و اشتغالزایی بسیار خوبی را برای قشر ضعیف و خانه های را برای تبدیل رویای جوانان به تشکیل خانواده، استقلال مالی صاحبان صنایع به واسطه تولید و در نهایت رونق خوب اقتصادی را برای جامعه به ارمغان می آورد.
افسوس که با دید منفی آقای آخوندی و تنفر از سیاست دولت قبلی این روند در نطفه خفه و این سیکل و دوره تسلسل رونق آفرین را قیچی کردند.
امروزه حجم بی رویه و خارج از ضوابط عقلی و علمی نقدینگی در کشور و همچنین عدم عزم واقعی برای کانالیزه کردن این نقدینگی های بی پشتوانه، معضلات بسیاری را علاوه بر معضلات اقتصادی، روح و روان مردم نجیب و همیشه همراه را آزرده خاطر کرده.
آلارم ها و آژیرهای خطر به خوبی به صدا درآمده و نقش کلمه « حباب» در جامعه بی معنی شده و دیگر کسی اعتقادی به وجود حباب در بازار کالا و خدمات ندارد.
هرچند هنوز زمان برای نظم دادن به این وضعیت هست و تا رسیدن به وضعیت ونزوئلا راه بسیار است، اما اگر از هم اکنون ه فکر چاره علمی و عقلایی به دور از سیاسی کردن قضایا و پذیرش رفتارها و تصمیمات غلط گذشته نباشیم، دست یافتن به اقتصاد ونزوئلا دور از انتظار نخواهد بود.
*فعال اجتماعی
دیدگاه کاربران