کرونا؛ امتحانی که همه در آن رفوزه شدیم / بیستون عباسی
خلاصه خبر
کوید-19، که بیشتر با نام کرونا شناخته میشود، یک بیماری ویروسی است که از حیوان به انسان منتقل شده و حدود پنج ماه است هم در دنیای حقیقی و هم در دنیای مجازی ما یکه تاز و بی هماورد است. سرایت این ویروس از حیوان (پانگولین، خفاش یا مار کبرای چینی) به انسان نتیجۀ دست اندازی بیش از حد مجاز بشر در طبیعت است. البته این تنها یکی از نتایج فاجعه بار رفتارهای طبیعت ستیزانه بشر است که برخی از آنها عبارتند از گرمایش زمین، آب شدن یخ های قطبی، افزایش گازهای گلخانه ای، سوراخ شدن لایه ازن، آلودگی هوای شهرها، جنگل زدایی، بیابان زایی، کاهش ذخایر آب های زیرزمینی.
نخستین موارد بیماری کرونا در چین شناسایی شد و براساس برخی گمانه زنی ها مدتی مسکوت ماند تا این که چند تن، از جمله یک پزشک و سه فعال رسانهای آماتور، جهان را از آن خبردار کردند اما خود به بی خبری پیوستند. چنان که از ظواهر بر می آید، و بسیاری از جمله کیانوش جهان پور رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت بهداشت کشورمان ادعا کرده اند، چین آمار دست کاری شده و اطلاعات نادرستی دربارۀ چند و چون این بیماری به جهان ارائه کرده است؛ اقدامی که باعث برنامه ریزی های نادرست و در مواردی فاجعۀ انسانی در بسیاری کشورها شده است.
علی رغم انتشار گستردۀ اخبار بیماری در همان آغاز همه گیری، جهان، به ویژه جهان غرب، آن را جدی نگرفت و با معرفی آن به عنوان «بیماری چینی» هم به بیگانه ستیزی و چین ستیزی بی مورد دامن زد و هم رویکرد خود را مبنی بر بی تفاوتی نسبت به مشکلی که چین با آن دست به گریبان است، نشان داد. با وجود هشدارهای سازمان بهداشت جهانی مبنی بر سرایت پذیری بالای بیماری، بسیاری از کشورها مراودات مدنی و اقتصادی خود را با چین متوقف نکردند و چنان که دیدیم بیماری به سرعت به مشکل همۀ جهان تبدیل شد. شرکت های خطوط هوایی به خاطر منفعت مادی پروازهایشان را متوقف نکردند و شرکت های بازرگانی به واردات خود از چین پایان ندادند.
این بیماری سرانجام به کشور ما هم رسید. بسیاری انتظار داشتند دولت ما نیز مانند چین و چند کشور اروپایی کشور را قرنطینه کند، اما چنین نشد. در روزهای اولیه شناسایی این بیماری در کشور تمهیدی برای محدود کردن تردد به مناطق آلوده اندیشیده نشد و به سرعت سراسر کشور به کرونا مبتلا گردید. محدودیت های ناقص اعلام شده، که نیم بند هم به اجرا درآمد، تأثیری مُسَکن وار و موضعی داشت و چارۀ کار نکرد. این محدودیت ها پس از اعلام شگفت آور وضعیت عادی در بسیاری از نقاط کشور، در فواصل کوتاهی برداشته شد و زندگی به روال عادی بازگشت. دولت هم به جای همه گزینه هایی که داشت به توصیه و نصیحت بسنده کرد و به این ترتیب کرونا پس از یک دوره کوتاه سیر نزولی، دوباره صعودی شد.
از همان ابتدای شروع همه گیری در کشورمان، جامعه نخست با شوک کمبود، احتکار و چندین برابر شدن قیمت مواد و تجهیزات پیشگیری، شامل الکل، ژل ضدعفونی، ماسک و دستکش، مواجه شد و پس از دورهای کوتاه بازار از مواد و اجناس تقلبی، بی کیفیت و عملاً بی فایده و گول زنک اشباع گردید.
افراد بسیاری موضوع را انکار کردند. همه کسانی را دیده ایم یا از آنها شنیده ایم که کرونا حقیقت ندارد. زمانی که بیماری در چین شیوع یافته بود و هنوز به کشور ما نرسیده بود، چندین گزارش در شبکه های تلویزیونی صدا و سیما پخش شد که در آنها مردم کوچه و خیابان کرونا را انکار و تمسخر می کردند. پخش کردن دیدگاه مردم در رسانه های گروهی دربارۀ هر موضوعی، از جمله کرونا، به خودی خود بد یا نادرست نیست. مشکل اینجا بود که زمان پخش آن گزارش ها دقیقاً زمانی بود که رسانۀ ملی می بایست، به جای تشویق مردم به بی خیالی، با هشدار و اطلاع رسانی درست مردم را از خطر قریب الوقوع این بیماری همه گیر ناشناخته و خطرناک آگاه و برای پیشگیری و مقابله آماده کند. یکی از نتایج این رویکرد صدا و سیما این بود که حتی پس از رسیدن بیماری به کشورمان و مرگ ده ها تن در اثر آن، هنوز کسانی بودند که کرونا را دروغ و توطئۀ دشمنان برای ترساندن مردم ایران می پنداشتند. ویدیوهای بسیار زیادی در شبکه های اجتماعی مجازی منتشر می شد که در آنها افرادی که پیشتر کرونا را انکار کرده و حال گرفتار شده بودند ابراز ندامت می کردند و مردم را به رعایت توصیه های بهداشتی دعوت می کردند. این ویدیوها بهترین شاهد تأثیر منفی رویکرد انکار گرایانۀ رسانه ها بودند.
علی رغم ناشناختگی بیماری و فقدان اطلاعات قابل اعتماد دربارۀ شدت و ضعف بیماری یا کشندگی آن در افراد مختلف، بسیاری معتقد بودند به بیماری دچار نمی شوند یا در صورت بیمار شدن به آسانی درمان می شوند. این در حالی بود که شواهد نشان می داد پیر و جوان، زن و مرد، ورزشکار و پشت میز نشین، سالم و بیمار، قوی و ضعیف، و خلاصه از همۀ اقشار و طیف ها در میان قربانیان کرونا جای دارند. علاوه بر این، بسیاری به صرف فقدان علائم بیماری از بیمار نبودن خود اطمینان داشتند و همین باعث می شد به رفتارهای پر خطر، از جمله حضور در جمع ها، حضور در محل کار، مسافرت و از این قبیل دست بزنند.
باری، پس از مدتی محدودیت شرایط اقتصادی نابسامان کشور باعث شد افراد بسیاری کارهای تعطیل شده یا محدود شدۀ خود را به روال پیش از همه گیری از سر بگیرند. در کنار آنها بسیاری نیز تصمیم گرفتند سبک زندگی پیش از کرونا را از سر بگیرند و خیابان ها و پارک ها و پاساژها را بدون ضرورتی چندان و بدون رعایت جوانب احتیاط از جمعیت مملو کنند. مراسم عقد و عروسی، مجالس ختم، مهمانی ها و مسافرت ها به سیاق سابق برگزار شدند. به واسطۀ برنامه های نا به هنگام دولت نیز (از جمله در خصوص سهام عدالت)، ادارات، بانک ها و دفاتر پیشخوان نیز از جمعیت بی ماسک و دستکش، یا با ماسک و دستکش تقلبی، آکنده شدند.
فاجعۀ دیگری که ما رقم زدیم این بود که بیماری همه گیر و ویروسی کرونا را بدون دلیلی منطقی، همچون یک گناه بزرگ، تابو کردیم. از گوشه و کنار می شنویم که افراد بسیاری بیماری خود یا یکی از بستگانشان را پنهان کردند، مرگ عزیزانشان را به علتی غیر از کرونا نسبت دادند و به جای هشدار دادن به دیگران برای رعایت فاصله با آنها در فروشگاه، محل کار و محل زندگی، عامدانه باعث آلوده شدنشان شدند.
کرونا با شرایط خاصی و تجربه نشده ای که فراهم کرد امتحانی بود که باورهای دینی و غیردینی، رفتارهای فردی و اجتماعی، قابلیت ها، برنامه ریزی، احساس مسئولیت، صداقت، درست کاری و فرهنگ ما را محک زد و به ترتیبی که گفته شد همه رفوزه شدند؛ کسی که با هدف سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی های خود مردم را روانه ازدحام بانک ها و دفاتر پیشخوان کرد، کسی که با علم به خطر از رفت و آمد به چین خودداری نکرد، کسی که با برنامه ریزی و رفتار غلط مردم را به جای ماندن در خانه به سفر و تفریح تشویق کرد، کسی که به جای هشدار و اعلام خطر با انکار و تمسخر کرونا مردم را به جدی نگرفتن خطر سوق داد، کسی که برای سود کارخانه یا کارگاهش یا برای ریو و ریا مواد و تجهیزات بهداشتی تقلبی به دست مردم داد، کسی که مایحتاج حیاتی مردم را احتکار کرد، کسی که با باورهای غلط دست به رفتارهای پر خطر زد، کسی که برای شیرینی عروسی خود یا فرزندش زندگی را به کام چند خانواده تلخ کرد، کسی که با برگزاری مراسم ختم عزیزی دیگران را نیز چون خود داغ دار عزیزانشان کرد، کسی که برای تفنن خانواده اش بیماری را به شهری دیگر برد، کسی که برای رفع دلتنگی خود به زادگاه و دیدار خانواده اش شتافت و خانوادۀ خود را گرفتار کرد، کسی که ماسک و دستکش آلودۀ خود را در کوچه و خیابان رها کرد، کسی که بیماریش را از همه پنهان کرد و همکار یا همسایهاش را آلوده کرد، و هر کسی که مواظب خودش نبود و فکر نکرد که همۀ مردم جامعه سرنشینان یک کشتی هستند و هر که سهم خود را سوراخ کند همه را غرق خواهد کرد.
دیدگاه کاربران