محل قرارگیری بنر تبلیغاتی (728x90)
یادداشت نویسنده: کردپرس 1399/01/27 11:35 زمان مطالعه: 7 دقیقه بازدید: 0 (0)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

اسكلتی ايستاده با چشمانی سبز / ظاهر سارايي*

خلاصه خبر
سرویس ایلام - بوچانی كوشيده در همه‌ جای داستان ردی از زادگاه و زادبوم و پرورش كُردی اش برجاي بگذارد. طرفه‌ آنكه از منظر يك فعال مدنی و ادبي قلم‌ در كف، ظاهرشده است و خود نيز در جايي از كتاب بر آن تصريح دارد.

به «هيچ دوستي بجز كوهستان» نوشته بهروز بوچاني را بالأخره خواندم. كتاب را از دوست جوان و شاعري به امانت گرفته بودم و دو روزه تمامش كردم. خواندنش آسان نبود، روايت درد و رنج و زندان و سكون و لحظات ديرگذر به راستي كار ساده ای نيست و كمتر نويسنده‌اي مي‌تواند اين فضاي ساكن و راكد را روايت كند بي‌آنكه گرد ملالي بر نوشته‌اش بنشيند. فصل اول كتاب اما پر از حركت بود، آنجا روايت حركت و هجرت و طوفان و دريا و هراس‌زدگي و غرق‌شدگي و تكاپوي انسان‌ها براي نجات خود است؛آنجا كه عقلانيت و خويشتن‌داري جايش را به رفتارهاي غريزي مي‌دهد و خود واقعي انسان‌ها در خلال آن بيشتر رخ مي‌نمايد. بوچاني در اين برش، تنها روايتگر وقايع بيروني نيست؛ درون را نيز مي‌كاود و تحليل مي‌كند و گاه در مقام داناي كل البته از منظر راوي اول شخص، نقبي به درون انسان‌ها مي‌زند و مي‌كوشد انگيزه‌ها و ريشه‌ها را نيز نشان بدهد؛ شيشه‌اي كه او بر چشم زده، شيشه‌ي ذهنيتي آرمان‌خواهانه و مغرور و كمال‌گرا و متهور و پاكباز است و ديگران را نيز از وراي اين عينك مي‌بيند و تا آخر نيز آن را از چشم برنمي‌دارد. ما جهان اين داستان را از وراي ذهنيتي می‌ببينم كه داستان را به راستي زيسته است و فرق دارد با رمان‌نويسي كه سير و لميده بر مبلي راحت، كنار شومينه‌اي نشسته است و دارد به داستان و عناصر و زمينه‌ي داستاني و فلان و بهمان مي‌انديشد. او آنچه را زيسته و ديده روايت مي‌كند و راز گيرايي و بلاغت اين نوشتار نيز در همين است.

بخش‌هاي از رمان، گزارش لحظه‌به‌لحظه‌ي يك واقعه است. در آنجاست كه خواننده در لحظه اكنونِ آن واقعه سير می كند؛ مثلاً در جایی كه خطر غرق هست، ناگهان زمان از حركت مي‌ايستد و حتي كودك شيرخواره‌ي بنگلادشي نيز اين ترس را از روي غريزه درمي‌يابد و نويسنده در توصيف آن مي‌نويسد: «بچه، سينه‌ي مادر را گرفته و مك نمي‌زد» . در خلال توصيفاتش حتي در لحظات بسيار خطير، به گوشه‌هاي ظريف و جزئي‌ ديگري اشاره مي‌كند كه شايد در نگاه نخست غير ضروري به نظر برسند اما اتفاقاً براي تحليل انگيزه‌هاي مهاجرت و آوارگي، بسيار به كار مي‌آيند. او گرچه گاهي جزئي‌نگري مي‌كند و به عمق لحظات مي‌رود و خواننده را در زماني ديرنده معلق مي‌كند، اما گاهي نيز ايجازش خيره‌كننده است، آنجا كه كشتي نجاتي مي‌رسد و مهاجران دريازده در گوشه‌اي از كشتي آرام مي‌گيرند، و پس از شرح مفصل و لحظه‌به‌لحظه‌ي آن، در نهايت حكايت غرق‌شدن پسر چشم آبي كه سخت با طوفان مبارزه كرده و در كمك به ديگران كوشيده، چنين بيان مي‌شود: « دريا قرباني‌اش را گرفته بود، رود و دريا به هم پيوسته بودند، پسر چشم‌آبي مُرده بود...» و نيز آنجا كه پس از رسيدن به سواحل استراليا پيكر خسته و كوفته‌ي خود را چنين توصيف مي‌كند: «اسكلتي ايستاده با چشماني سبز، كتاب شعري خيس‌خورده در دستانش و پاهايي فرورفته در يك جفت‌دمپايي لاانگشتي.». كتاب شعر خيس‌خورده، حكايت روح اوست.

نثر بوچاني در اين كتاب، نثري تواناست، در توصيف هرچه كه خواسته كامياب بوده و هر چه در دل داشته بيان كرده است.شايد ذهن سنت‌زده و معتاد به نثرهاي فاخر، بر بعضي‌جاهاي آن انگشت بنهد و آن را مثلاً با نثر فلان و بهمان مقايسه كنند، حال آن‌كه چه نيازي است كه هر كس مي‌نويسد، بايد ابتدا از سد نثر فلان و بهمان بگذرد، زبان رودخانه‌اي است كه هر جا هرجور خواست، حركت مي‌كند و گاه از بستر‌هاي معمول طغيان مي‌كند و مسير تازه‌اي را مي‌گشايد. ورود نويسندگان غير فارس‌زبان اتفاقا به نفع زبان فارسي بوده است؛ نثر علي‌اشرف درويشيان و رضا براهني و نيز بهروز بوچاني راه‌هاي تازه‌‌اي را پيش زبان فارسي مي‌گذارند و آن را آكنده مي‌كنند از كنايات و اصطلاحات و گرته‌هاي كلامي‌اي كه به وزانت زبان فارسي مي‌انجامد. در نثر بوچاني نمونه‌هايي از اين دست هست كه پرداختن به آن فرصتي فراخ‌تر مي‌طلبد.

بوچاني كوشيده در همه‌ي جاي داستان ردي از زادگاه و زادبوم و پرورش كُردي‌اش را برجاي بگذارد و طرفه‌ آنكه از منظر يك فعال مدني و ادبي قلم‌دركف، ظاهرشده است و خود نيز در جايي از كتاب بر آن تصريح دارد.

داستان بوچاني، ممكن است عناصر داستاني معمول و كلاسيك را نداشته باشد و در مرزي بينابين با ادبيات داستاني و غيرداستاني حركت كند، هرچه هست او راه تازه‌اي را مي‌نماياند و آنچه نوشته حركت در مرزهاي تازه‌ي نامكشوف ديگري است كه جهان و مخصوصاً روح نوخواه جهان مدرن و مترقي به آن احترام گذاشت. شايد اگر اين اثر در كشور ما خلق شده بود، منتقدان و ادباي وطني، آنچه را كه در استراليا و غرب فرهنگي در اين اثر ديده‌اند، نمي‌ديدند و اين مشكلي است كه در برخورد با تازه‌ها و ناب‌ها در اين سرزمين همواره وجود داشته است، چنانكه حتي كساني كه كباده روشنفكري و تجدد مي‌كشند، خود نيز در حلقه‌ي دوستان و هم‌سبكان و هم‌مرامان خود متصلب شده‌اند.

در برش‌هاي ديگر داستان، لحظات ديرگذر زندگي در كمپ يا زندان روايت مي‌شود و از خلال اين روايت‌ها اشخاص و عناصر و گره‌ها خود را نشان مي‌دهند و نهايتاً با شورش زندانيان و سركوب آنان داستان ناتمام زندانيان جزيره‌ي مانوس به پايان مي‌رسد.

اين رمان، فرياد رساي زندانيان جزيزه مانوس است كه جرمي جز مهاجرت وتلاش براي زندگي بهتر ندارند؛ البته تنها مقصر ماجرا دولت استراليا نيست كه مي‌خواهد بر مهاجران سخت بگيرد تا كمتر اشتياق ورود به آنجا را داشته باشند، كشورهاي مبدأ نيز تقصيرشان به چشم مي‌آيد كه به هر دليلي باعث شده‌اند مردمانشان از گوشه‌وكنار جهان مستبد و فاسد و فقرزده، به بهشتي خيالي هجوم بياورند؛ بهشتي كه جهنم اگر نباشد دست كم برزخي دردناك است.

حكومت‌هاي دموكراتيك، اين حُسن را دارند كه زندان‌هايشان نيز شفاف و شيشه‌اي است؛ چنانكه بوچاني توانسته با گوشي‌ تلفنش اين داستان را روايت كند و به دست نيك‌مرداني برساند تا آن‌ها صدايش را به گوش جهانيان برسانند، و جامعه‌ي ادبي استراليا و جهان آزاد در رساتر كردن صداي بوچاني نيز نقش داشته‌اند و مي‌بايست از اين منظر نيز به موضوع توجه داشت. حال اينكه اگر اين وقايع در زندان‌ها و اردوگاهاي كره‌ي شمالي يا چين اتفاق مي‌افتاد، كمتر كسي مي‌توانست صداي بوچاني‌ها را بشنود و بزرگ كند.

زماني كه فصل اول كتاب و داستان چالشش با دريا را مي خواندم،‌ بيتي از سروده‌هاي كُردي خودم را به ياد آوردم كه من سراينده‌اش بودم و مصداق آن نويسنده‌ي «هيچ دوستي به جز كوهستان» بود؛ آن‌جا كه گفته بودم:

هه‌ركه‌سێ غه‌وْواس عشقه، قۊته كه‌ێ ده مه‌وج خۊن
يا كه‌فێ ده دام ده ێ، يا گه‌ر به‌شێ مرواريه

يعني: هر كس كه در درياي عشق غواصي مي‌كند در موج خون غوطه‌ور است و چنين شخصي يا گرفتار هيولاهاي دريا مي‌شود و يا موفق به صيد مرواريد عشق مي‌گردد.

بوچاني از اين دسته است و با غوطه‌وري در درياي خون توانسته اين گوهر ادبي و انساني را به جامعه‌ي بشري هديه كند و افتخاري باشد براي كشور، كُردها و مخصوصاً براي ايلام.

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

0 نظر
امتیاز:
(0)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.
دستیار هوشمند خبر
خبرهای تازه و مهم را سریع مرور کنید