کرونا و اندیشهورزی پیرامون مرگ/ رشید احمد رش
خلاصه خبر
سراسر تاریخ فلسفه، داستان اندیشیدن پیرامون مرگ است. مرگ البته همواره برای همسایه خوب بوده است. انسان خصوصا در دوران این مدرنیته پرشتاب و در "تنهایی دم مرگ" بیش از هردوره دیگری در تاریخ، به مرگ نزدیک و همزمان از آن غافل بوده است. ولی اینک به یمن کرونا، مرگ بیش از هر وقت دیگری در همسایگی ما سکنی گزیده است.
همگی ما شاهد مرگ نزدیکان و عزیزانمان بودهایم و چه بسا به قول فروید، در کنه مرگ دیگران و حتی عزیزانمان نوعی حس ناشناخته توام با شور وشعف به ما دست داده است! اینکه مرگ دوستان و نزدیکان هرچند تلخ حامل پیامی است؛ این ماییم که هنوز زنده ایم! درواقع، مرگ نزدیکان یادآور این نکته است که زندگی ما ادامه داشته و فعلا مرگ با ما فاصله دارد.
آرتور شوپنهاور، فیلسوف بزرگ، معتقد است که فلسفه، اندیشیدن به دمدستیترین چیزهایست که فراموش شده اند، از جمله مرگ! که به مدد نظامهای بهداشتی پیشرفته و انواع واکسن، دارو و...امید به زندگی بشر به طور قابل ملاحظهای بالا رفته و به همان میزان مرگ را از فرد مدرن رهانیده و دور کردهاست.
افلاطون نیز معتقد است که فلسفه، اندیشیدن به مرگ است. اما چه نوع مرگی! مرگ دیگران؟ دوستان؟ عزیزان؟ جواب منفیست! هرچند اندیشیدن به مرگ دیگران، حاوی تجارب و پیام های زیادی است و موثر برفرایند زندگی، اما آنچه تجربه اصیل است مملو از زایندگی است، خودمرگ اندیشیست !(thinking about self death)
اندیشیدن به امکان مرگ خود، مملو از انرژی بیپایانی برای زندگی است. ازاینرو، فهم وتفلسف پیرامون مرگ خویش، سرآغاز فلسفهورزیست. هرچه تجربه و حس فرد به مرگ نزدیکتر باشد، زندگی وی صیقلتر خواهد بود.به شرط آن که این تجربه با اندیشیدن و تفلسف توام باشد.
درچنین شرایطی که به مرگ نزدیکتر شدهایم آنگاه در حسرت لحظات تلفشده، اعمال انجام داده، ناوارستگی و دلبستگیهای ناشایست، حسی از حرمان در فرد برخواهد انگیخت.حسی از غمی زیبا و ملالی آفرینشگر! به مرگ خوداندیشیدن، پذیرش مرگ را نه تجربهای ملالآور و دهشتزا، بلکه انرژیای ناب جهت آلایش و پالایش زندگی خواهدکرد. نیرویی که امکان رهایی از کژیها و ددیها و دونزیستیهایمان را فراهم خواهدساخت.
دیدگاه کاربران