منطق نوین نئولیبرالیسم و تولید رنج/ احمد غلامی
خلاصه خبر
نئولیبرالیسم عنوانی است که به اصطلاح بوردیو طی دهه های بعد از 1980 جایگزین مفهوم کلاسیک سرمایه داری شده است. اهمیت این چرخش بیش از هر چیزی به گستردگی مشمولیت مفهوم نئولیبرالیسم برمی گردد که علاوه بر منطق خاص اقتصادیِ سرمایه داری، شامل جوانب بیشتری به ویژه تولیدات فرهنگی و هنری، علم و حتی اندیشه است که در نهایت موجب خلق رنج و زندگی دردناکِ ساکنان زمین شده است.
هر چند مارکس در قالب مجموعه بیشماری از مفاهیم پر مغزی چون بهره کشی ، مازاد تولید، ارزش افزوده و ... مفهوم رنجِ نوین را در جامعه و به ویژه در میان طبقات فرودست مورد بررسی قرار داده بود، اما در مطالعات مربوط به نئولیبرالیسم و به ویژه در آثار کسانی چون بوردیو سویه های پنهان این منطق بیشتر هویدا شده است.
پیر بوردیو از متفکران عمده جامعه شناسی است که با طرح ارتباط اقتصادی/اجتماعی رنج و نئولیبرالیسم چرخش از مفهوم سرمایه داری به مفهوم نوظهور نئولیبرالیسم را مد نظر قرار داد. به ویژه در نوشتهی خود با نام وزن جهان: رنج اجتماعی در جامعهی معاصر (1993) برنامه سیاسی خود را برای رهایی جامعه شناسی از رویکردهای صرف نظری معرفی کرد.
او با انتشار این کتاب گزارشی از رنج روزمره محرومان فرانسه ارائه داده و به نوعی جامعه شناسی و انسان شناسی را حول مسئله رنج به کار گرفت. «درد و رنجی که جامعه شناسی بوردیو در اینجا به تصویر می کشد به فلاکت شرایط زندگی ناشی از کمبود امکانات و فقر مادی و مالی آدم ها منحصر نمی شود، بلکه صورت های جدیدی از فلاکت را نشان می دهد که در آن اهداف و آرزوهای مشروع انسان ها در راه خوشبختی و شکوفایی شخصی، دایماً به موانع محکمی برخورد می کند و با قوانینی روبه رو می شود که اشخاص برای مقابله با آنها آماده نشده اند. بوردیو موانعی را که در خانه و مدرسه و بازار کار و رقابت های سخت اجتماعی و خشونت های شهری تولید و بازتولید می شود، آشکار می سازد و سازوکارهایی که زندگی را دردناک و حتی غیرقابل زیست و تحمل می کند، به تصویر می کشد».
وی برای طرح مفهوم رنج، ایده مرکزی خود یعنی اقتصاد خوشبختی را که می تواند در آن سیاست-های اجتماعی و مزایای تصمیمات اقتصادی را به هم پیوند بزند، مورد توجه قرار داده است. او امیدوار است که بتواند در آینده در سطح تصمیم گیری سیاسی نقشی کلیدی برای جامعه شناسان لحاظ شود، درست همانند نقشی که در حال حاضر اقتصاددانان دارند. به همین دلیل معتقد است «برای رسیدن به این جایگاه، محققان باید رنج ناشی از سیاستهای نئولیبرال را افشا کرده و تلاش کنند این اطلاعات را در سطح عمومی گسترش دهند»؛ این همان کاری بود که خود و همکارانش در لوموند انجام دادند.
مخالفت بوردیو با منطق نئولیبرالیسم به شرایط جدید زندگی و کار مبتنی بر محرومیتسازی اجتماعی و رنجی مربوط است که ریشه در برنامه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی این جریان دارد. او معتقد است که این شرایطِ جدید، مشکلات سوبژکتیو جدیدی را به وجود آورده است که همان "رنج کشیدن" است. به نظر بوردیو طی سالهای اخیر، و پس از اجرای سیاستهای نولیبرالی همانند برچیده شدن نهادهای رفاه همگانی، اسکان فقرا، بهداشت و ... از کنترل خارج شدن و پیش بینی ناپذیر شدن بازار و افزایش رقابتهای جهانی موجب شده تا محرومان اجتماعی به شکلی فزاینده در رنج فرو بروند.
بوردیو در مطالعه رنج و محرومیت به ویژه در مطالعات وی در الجزایر، عمدتا روی برخورد بین شیوه سنتی تفکر درباره اقتصاد و نوع سرمایه داری جدیدی بود که در قالب استعمار، فرانسویان به الجزایری ها معرفی کرده بودند. به همین دلیل بوردیو برای فهم کامل از جایگاه رنج، علاوه بر سیاست گذاری های اقتصادی، تلاش می کند مفهوم خشونت نمادین را هم به عنوان روی دیگر سکه تولید رنج مورد توجه قرار دهد. به نظر بوردیو در خشونت نمادین، ریشه های درد و رنج از سوی اعضای جامعه قابل شناخت نیست و مردم خود بنیاد تولید رنج را درونی می کنند و همین خود موجب تداوم نظام سلطه می شود.
جایگاه جامعه شناسی نیز در اصل معرفی همین اشکال نامحسوس رنج و سلطه است. او رسالت جامعه شناسی را در این جملات بیان می دارد که «ما در اینجا شواهد زنده ای را که مردان و زنان درمورد زندگی خود به دست ما سپرده اند، انتشار می دهیم تا توجه همراه با فهم و درکِ خواننده را به آنها جلب کنیم و آنها را آگاهی بخشیده و به راه خود بکشانیم».
دیدگاه کاربران