محل قرارگیری بنر تبلیغاتی (728x90)
یادداشت نویسنده: کردپرس 1398/12/06 10:17 زمان مطالعه: 4 دقیقه بازدید: 0 (0)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

شرم از ترخینه، صورتبندی یک تحقیر تاریخی/ احمد غلامی

خلاصه خبر
سرویس آذربایجان غربی- «احمد غلامی»، جامعه شناس در یادداشتی تحلیلی می نویسد: در مطالعه رویارویی ما با پدیده ترخینه و تمام پدیده های سنتی، شرم ما بیش از آنکه ناشی از ناتوانی ترخینه در مقابله با داروهای علمی نظام پزشکی یا رقابت با غذاهای لاکچری و پر طمطراق روز باشد، ریشه در شکلی از سرکوب و تحقیر تاریخی دارد... .

طی اعلان وضعیت بد و بحرانی ناشی از بیماری کرونا در بیشتر محافل بحث از درمان آن به یک مسئله و دغدغه عمومی مبدل شده است. یکی از قابل توجه ترین درمان ها، ترخینه (غذایی سنتی در میان کوردها) است که در میان غذاهای مناطق کوردنشین قدمت چند هزار ساله دارد. پخش این خبر، به سرعت در میان خود کانال ها و گروه های کورد در فضای مجازی، مورد مسخره کاربران قرار گرفته و به عنوان یک جوک و امری مضحک به استهزاء گرفته شد. در این مقاله، سعی بر آن نیست که اهمیت ترخینه و تأثیر آن بر کرونا اثبات یا رد شود(بحثی که موضوعیت آن خارج از این مقاله است)؛ هدف از این مقاله تحلیل شرمی است که پس از ادعای طب سنتی در رابطه با ترخینه ایجاد شده است.

در واقع این شرم درست پس از پیش کشیدن مسئله ترخینه به عنوان دارویی سنتی سربرآورده و به میانجی آن می توان ردپای چنین شرمی را مورد بررسی قرار داد. شرم بیش از آنکه یک رفتار آنی و لحظه ای باشد، کنشی است تاریخی که به بخشی از ناخودآگاه تاریخی این مردم مبدل شده است. شرم علاوه بر اینکه محصول شرایط تاریخی/سیاسی این مردم است، خود به عنوان ابزاری برای ممانعت از رویارویی با خویشتن عمل می کند. مارکس در پاسخ به آرنولد روگه، شرم را نوعی خشم می داند که خود را نشانه گرفته است.

این شرم را مارکس همچون شرم ملی در قبال دیگر مردمان در نظر می گیرد. چنین شرمی هر چند با انسانها متولد می شود، اما حتی پس از مرگ آنان نیز، همچنان ادامه می یابد. درست مانند تصویری که کافکا از یوزف ک به تصویر می کشد، وقتی چاقو را روی گردنش می گذارند و زمام شرمی را در دست می گیرد که بعد از او نیز زنده می ماند. این شرم را پیر لویی نیز در حیات حبس شدگان اردوگاه های آلمانی می یابد. شرم از اینکه چیزی که نباید اتفاق می افتاد، برای آنان روی داده است.

در مطالعه رویارویی ما با پدیده ترخینه و تمام پدیده های سنتی، شرم ما بیش از آنکه ناشی از ناتوانی ترخینه در مقابله با داروهای علمی نظام پزشکی یا رقابت با غذاهای لاکچری و پر طمطراق روز باشد، ریشه در شکلی از سرکوب و تحقیر تاریخی دارد که بخش لاینفک اولین برنامه های دولت مدرن پهلوی به حساب می آید. تلاش پهلوی برای مدرن شدن و خلاص شدن از عناصر غیرمدرن در فرهنگ و حیات اجتماعی، در واقع تلاشی بود برای خجل کردن مردمان و به استهزاء گرفتن امور غیرمدرن در حیات این مردمان.

فرآیند تولید شرم، قبل از فرآیند سرکوب روی می دهد. تولید شرم و خجل شدگی راه را برای همدستی در سرکوب هموار می سازد. تنها در این حالت است که سرکوبگر از سرکوب شونده غیرقابل تفکیک می نماید یا بهتر بگویم، سرکوب شونده، خودِ سرکوبگر است. در وضعیت شرم، سرکوب شونده همان کاری را علیه دستگاه فکری و زیستی خود می کند که سرکوبگر در پی آن بوده است. آنچه از شرم در درون ناخودآگاه سیاسی/تاریخی مردم باقی می ماند، لال شدگی ای است که پس از سرکوب برای سوژه باقی می ماند.

لاکان معتقد است آنچه در بحث از افسردگی قابل تشخیص می نماید، کمبود کلمات است. چنانچه در کمدی الهی، دانته نیز بین عدم گفتار و اندوه و رنج رابطه برقرار می کند. لذا لال شدگی در واقع محصول قطع ارتباطی است تاریخی میان خود و محصولات تاریخی و فرهنگی وی یا همان گم شدگی تاریخی. زبان دیگر در چنین وضعیتی توانی برای ارتباط تاریخی میان افراد و تاریخ آنها برقرار نمی کند.

غیاب تاریخ در زبان، هم محصول شرم است و هم عامل تداوم آن در اعصار بعدی. خود برای رهایی از چنین وضعیت برزخی ای که پیش آمده، راه تنها را در استهزاء خویشتن یا به اصطلاح مارکس، خصومت علیه خویش می یابد.

استهزای ترخینه به عنوان مثالی از فرهنگ تاریخی تغذیه که جغرافیای آن تا کناره های مدیترانه است، بیش از آنکه محصول روحی آگاه و آشنا به فرهنگ تغذیه باشد، ریشه در همان شرمی دارد که به شکلی تاریخی در دوران پهلوی درست در بدو ورود به عصر مدرن، بر وی اعمال شده است. این شرم محصول تحقیری تاریخی است که حاکمیت در آن با سوژه تحقیر شده، همدست بوده است.

نقش حاکمیت کمک به تحقیرشدگی و خجل شدن وی بوده و نقش سوژة شرم نیز چیزی نبوده جز تخلیه و تهی کردن خود از تاریخ و معنا. کاری که شرایط را به بهترین شیوه برای اضمحلال وی و مطرودشدگی ابدی وی هموار ساخته است. تاریخ ترخینه، بازنماینده تاریخ شرم و تاریخ طردشدگی سوژه های لال شده و مطرود عصر مدرن است.

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

0 نظر
امتیاز:
(0)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.
دستیار هوشمند خبر
خبرهای تازه و مهم را سریع مرور کنید