انقلاب اداری / *سلیمان الله مرادی
خلاصه خبر
چرا با پیش آمدن حوادث کوچکی کشور فلج میشود و صدای مردم در میآید؟ آیا این گرما در کویت و عربستان و دیگر کشورهای منطقه وجود ندارد؟ چرا داستان ما فقط سوژه شبکههای مجازی است؟ برای اینکه سیستم اجرایی ما خود سالهاست دچار بحران است.
طبق آمار رسمی، دولت در ایران ۲ میلیون و ۳۷۹ هزار و ۱۵۱ کارمند دارد.
در ایران بیش از ۴۵۰ هزار مدیر دولتی داریم درحالی که کل کشور ژاپن تنها ۳۰۰ هزار کارمند دولتی دارد!
البته در این میان باید جمعیت ایران و ژاپن را نیز در نظر گرفت که جمعیت آنها دو برابر ایران است.
در ایران درصد زیادی از مدیران واحدهای ستادی و درون سازمانی و معاونتها و مدیران عامل شرکتهای وابسته به دولت نمایشی و فرمایشی هستند و فلسفه ایجاد آنها حیاط خلوتی است برای آقازادهها و بستگان نزدیک و نور چشمیهای آقای وزیر یا آقای نماینده.
حال سوال این است با بودن این همه کارمند و وزیر و معاون وزیر و مدیرکل و نماینده و ستاد بحران و... چرا همیشه یک پای کشور لنگ است.
حتما شما هم سر و کارتان به ادارات دولتی افتاده و با صندلیهای خالی و کارکنانی عبوس و خسته و لمیده روی صندلیها مواجه شدهاید که حوصله ندارند تکان بخورند!
طبق تحقیقات، میزان کار مفید ادارات دولتی در روز کمتر از نیم ساعت است.
جالب اینکه اگرچه هم دولت فعلی و هم دولتهای قبلی بارها بر چابکسازی دولت و افزایش راندمان کاری در سازمانها و ادارات دولتی تاکید کردهاند؛ اما هرگز در عمل قدمی برای اصلاحات و حذف قوانین دست و پاگیر بر نداشتند.
در این میان همه از وضع موجود ناراضی هستند؛ از شخص رئیس جمهور گرفته تا وزرا و مدیران کل و مردم.
در همین روزنامهها و خبرگزاریها چه وعدهها که از زبان وزرا و استانداران فعلی و سابق و اسبق و ادوار که تیتر نشد؛ اما هرگز رنگ واقعی بهخود نگرفت؛ نه اینکه نخواسته باشند کار کنند بلکه شعارها و وعدههایشان در دهلیز پیچیده و تو در توی نظام بوروکراتیک اداری گم شد. حتی برخی مقامات قضایی تهدید کردند که عوامل مخالف توسعه در بدنه ادارات دولتی را به مردم معرفی خواهند کرد!
واقعیت امر این است دولت اگرچه در گذشته نیز هیچ سنخیتی با ماهیت فرهنگی انقلاب نداشت اما در دولتهای یازدهم و دوازدهم این عدم سنخیت شتاب بیشتری گرفت و اینک دولت با همهی اجزای آن به مرحله از کارافتادگی نزدیک شده است.
وزارت نیرو با آن همه اختیارات و اعتبار مگر نباید برای مواقع بحرانی و تامین انرژی پایدار بهویژه ایام پرمصرف برق برنامه ریزی میکرد؟ پس حضور صدها کارشناس در شبکههای تودرتوی شرکتهای اقماری در بخشهای تامین و توزیع چیست؟ شاید مطابق معمول انگشت اتهام را به دولتهای قبل نشانه روند اما مسئولیتپذیریشان در سیستم رانتخوار کنونی گناهی نابخشودنی است که باید در پیشگاه خدا و ملت پاسخگو باشند؛ مدیرانی که فاقد اراده هستند و اغلب از زیر بار مسئولیت شانه خالی میکنند. شمایی که حتی اراده و اختیار برنامهریزی خاموشیهای استان تحت مدیریت خود را ندارید چرا از سمت خود کنارهگیری نمیکنید؟ مردم حق ندارند بپرسند پس فلسفه این تشکیلات و تشریفات عریض و طویل در استانها چیست؟
به نظر میرسد ماموریت رئیس جمهور منتخب در گام نخست باید چابکسازی این سیستم فرسوده و خانهتکانی و حذف مناصب و پستهای تشریفاتی و در یک کلام انقلاب اداری باشد.
بدون شک تا این اتفاق نیفتد امیدی به توسعه و پیشرفت کشور نیست.
*سرمقاله شماره 500 روزنامه روژان
دیدگاه کاربران