روایتی از «گشت» دادن مردم گنجوان ایلام در محرم دهه 40
خلاصه خبر
به گزارش خبرگزاری کردپرس، مردم استان ایلام که همواره محب اهل بیت علیهم السلام بوده اند دارای آیین هایی خاص خود هستند که یکی از آنها «گشت» دادن بین سیاه چادرهای هر «بنهمال» بوده است.
در کتاب تاریخ شفاهی «قاف نشین» به روایت حسین قادری، توضیحاتی در این خصوص آورده شده است که تقدیم می شود:
گفتید پدرتان مداح هم بوده است. در مورد حال و هوای ایام محرم در آن سالها بگویید.
اگر چه وضعیت کودکیام یک وضعیت حقیقتاً سخت و طاقتفرسا بوده است، اما از لحاظ روحی اینگونه نبودیم. به یادم دارم در زمان کودکی، هنگام عاشورا، مردم در منزل ما و یا در خانهی عمویم که بزرگ روستا بود، جمع میشدند و چون آدم باسواد خیلی کم بود، مرحوم پدرم برای مردم نوحه میخواند. در دههی چهل رسم بسیار خوبی داشتیم؛ شب عاشورا «گشت» میدادند.
یعنی چهکار میکردند؟
روستای ما به صورت «بِنَهمال» بود و از چندین بِنهمال تشکیل میشد. هر بِنهمال پنج شش سیاهچادر بودند. شب عاشورا مردم بین بنهمالها حرکت میکردند. برخی با پای برهنه این کار را میکردند و مرحوم پدرم برایشان مداحی میکرد. ما لذت میبردیم. نوحهسرایی را پدرم به ما یاد داد. شاید در برخی جاها مردم بومی منطقه اصلاً عاشورا را نمیشناختند، اما افرادی مثل مرحوم پدرم که سواد داشتند و اهل مسائل دینی بودند، در رابطه با یادآوری ایام عاشورا یا ماه رمضان فعالیت داشتند.
با توجه به روستایی بودن منطقه و سختگیریهای دولت، دردسری برای برگزاری مراسمهای ایام محرم نداشتید؟
برگزار میکردیم ولی با احتیاط و ترس. مراسم محرم را در یک جای دورافتاده برگزار میکردیم ولی به محض ورود مأمور دولت سریع آن را جمع میکردیم. رئیس ساواک مهران به بزرگان طوایف گوشزد کرده بود که حق ندارید در مراسمات تجمع کنید. شبهای عاشورا اگر مردم جمع میشدند، ترس داشتند؛ سعی میکردند سریع تعطیلش کنند. خودم دیدهام که مردم بهخاطر حضور معلمها و سپاهدانشیهایی که در منطقه بودند، سعی میکردند جوری مراسم بگیرند که آنها خیلی متوجه نباشند چون آنها را مخبر ساواک میدانستند. در دههی اول محرم، فقط یک مراسم، آن هم در شب برگزار میشد. فاصلهی هر بِنهمال در حد یک یا دو کیلومتر بود. شب عاشورا با مداحی پدرم از بنهمال سیفالله (که متعلق به خانوادهی ما بود) به سمت نزدیکترین خانواده یعنی بنهمال کهزادی حرکت میکردیم و از آنجا به سمت بنهمال رحیمی میرفتیم. جمعیت رفتهرفته بیشتر میشد. بعد به سمت بنهمال عباسی و بعد تاجفر. جمعیت جمع میشدند و یک دور میخوردند و در همان شب حلیمی درست میکردند. شعرهای نوحهها معمولاً کُردی و بیشتر دربارهی حضرت ابوالفضل(ع) و امام حسین(ع) و با کلمات سادهای مثل «گیانِم وَه فِدای حسین» و «ابوالفضلِ جووان» و «مظلوم حسین» خوانده میشدند. مردم هم سینهزنی میکردند. فقط هم همان شب عاشورا بود. غیر از آن مراسمی نبود.
راوی: حاج حسین قادری
منبع: کتاب قاف نشین اثر یاسر بابایی - نشر نیشتمان
دیدگاه کاربران