نگهداری مدیر بهزیستی با چه قیمتی؟
خلاصه خبر
یکی از موضوعات فساد آور در سازمان خدماتی بهزیستی جذب نیروی اورژانس اجتماعی است که در گزارش های قبلی کردپرس اشاره گردید . این پروژه خدماتی به منظور تسهیل در امورات رسیدگی به آسیب ها و آفت های اجتماعی راه اندازی شده است که در اکثر استان ها با تعدادی نیروی اندک توسط بخش خصوصی اداره می گردد اما در کردستان این بخش به حیاط خلوت و بانک امتیازات مدیریت بهزیستی به برخی نمایندگان و مدیران و هر آن کس که اندک نفوذ و یاقدرتی برای ابقاء مدیریت بهزیستی دارد تبدیل گردیده است.
از همسران برخی مدیران و بستگان مدیریت بهزیستی تا سفارشات نمایندگان ادوار و برخی فعالین سیاسی و رسانه ای دیده می شود. این پروژه با قریب 125 نفر نیروی خدماتی شروع بکارکرد که اخیرا حدود 65 نفر از آنان به قرارداد معین تغییر وضعیت شده و حدود 60 نفز باقی مانده تحت نام کلینیک اجتماعی از طریق پیمانی، حقوق دریافت می کنند.
اولا کمتر افرادی از این نیروهای بکار گرفته شده، مدرک یا تخصص مرتبط با موضوع دارند و تقریبا همگی سفارش شده هستند و فقط بخاطر اینکه مدیریت را از گزند برکناری مصون بدارند جذب این بخش شده اند.
اگرچه نحوه بکارگیری سراپا فساد خیز می باشد اما فساد اصلی در اینجا آشکار می شود که اعتبارات مالی این ۶۰ نفر باقیمانده دوبار ماهیانه ،یکبار از محل اعتبارات سازمان مرکزی و یکی هم از اداره دارایی استان دریافت می شود ( دو اعتبار). درحالی که فقط یکی از این اعتبارات هزینه گشته و مابقی را باید دستگاه های نظارتی پیگیری کنند که این اعتبارات که مبلغ بالای است به کجا می رود گفتنی است اسناد مالی آن بطوری ماهرانه تنظیم می گردد که کمتر حسابرسی می تواند از آن سر در بیاورد. این یکی از تبعات قدمت مدیریت ناکارآمد می باشد. این اعتبار درکنار برخی اعتبارات ابلاغی است که از تهران به مناسبت های مختلف با هدف مساعدت به مددجویان نیازمند تخصیص داده می شود و همگی در اختیار مدیریت بهزیستی قرار می گیرند که شایسته است نسبت به محل هزینه کرد این اعتبارات رسیدگی جدی صورت گیرد.
ریخت و پاش های مدیریت بهزیستی به هنگام انتخابات و یا اعطای وام های غیر مرتبط به بعضی افراد غیر از خانواده بهزیستی احتمالا از محل همین اعتبارات صورت گرفته است. تنها جوابی که مدیریت بهزیستی دارد انتقادات اخیر را ناشی از اقدام وی در رفع تملک ملکی از نماینده ای محسوب می داند. اولا آن پرونده حقوقی بوده و مدت هاست در حال پیگیری است و دخالتی در این نقدهای سریالی ندارد. اگر این تملک غیر قانونی بوده مدت دوازده سال مدیریت فعلی چرا سکوت و مماشات کرده است حال که نقدهای داخل و خارج سازمان فزونی یافته است برای فرار از مشکلات همه را متوجه پرونده ملکی می نماید. در حالیکه اگر پرونده وام های اعطایی به افراد خارج از بهزیستی بررسی شود بسیاری از ارتباطات رمز گشایی خواهد شد.
ضمن اینکه نقدهای کرپرس بسیار قبل تر از طرح پرونده ملکی شروع شده است از همان زمانی که مدیریت بهزیستی با جیب های پر از کارت پول های اهدایی از همان محل اعتبارات ابلاغی و مضاعفی که حق خانواده بهزیستی است در تبلیغات انتخاباتی برخی نمایندگان روستاها و شهرها را در می نوردید و حال که رای نیارده اند رقیب پیروز آنان را به منظور ابقاء در مدیریت تکریم می کند. مع الاسف مدیریت بهزیستی کشور نیز کردستان را برای سفرهای تفریحی خود انتخاب می کند که چند روز اقامت او در سواحل زیبای زریوار همه چیز استان از مدیریت بهزیستی گل و بلبل معرفی می شود.
مدیر تهرانی آنقدر با خانواده بهزیستی بیگانه است که حداقل سری به 25 هزار خانوار بهزیستی استان و یا همان مریوانی که چند شب در شهر آنها اقامت داشته نزند و سپس طبق معمول دیگر مدیران با هدایای ناقابل از اعتبارات مجهول الهویه روانه تهران می گردند و به پاس این خدمات مدیر بهزیستی استان را مدح می کند. حال مخاطبین و خانواده بزرگ بهزیستی خود قضاوت کنند که این پیچیدگی های رفتاری اگر از مصادیق فساد نیست پس نامش چیست؟
دیدگاه کاربران