ناگفته های ملابختیار از روزهای دشوار آغازین حمله داعش به اقلیم کردستان
خلاصه خبر
به گزارش کردپرس، ملا بختیار عضو شورای عالی سیاسی و منافع اتحادیه میهنی کردستان در این فایل ویدئویی اعلام کرده:" امروز مناسبت تاریخی آزادسازی شهر مخمور (واقع در غرب اربیل) است و در اینجا به مردم مخمور و پیشمرگ های قهرمانی که بدون گرایش حزبی در آزادسازی این شهر رشادت کردند و همچنین به شهدای آزادسازی مخمور از جمله نیروهای ضد ترور و دیگر جریان ها که با خون پاک آن ها مخمور تبدیل به نقطه عطفی در موازنه نظامی و وضعیت جنگی شد؛ ادای احترام می کنم.
در توضیح شرایط آزادسازی مخمور باید به کمی پیشتر رجوع کنیم، سه ماه پیش از حمله داعش، من در جمعی در شهر کلار به خطرات حمله داعش اشاره کردم و به ویژه به خطر برهم زدن وضعیت تمام منطقه و از آن مهم تر مناطق مورد مناقشه تمرکز کردم، اما برخی در این جمع این اظهارات را با توجه به اینکه موعد انتخابات نیز نزدیک بود، به عنوان تبلیغات انتخاباتی برای اتحادیه میهنی قلمداد کردند، اما من تاکید کردم که همه آنچه گفته ام، واقعیت است و باید خود را برای وقوع این اتفاقات دردناک آماده کنید و سه ماه بعد هم در واقعیت روی داد.
پس از حمله داعش و سقوط موصل، تکریت و فلوجه مورد حمله داعش قرار گرفته و حتی بغداد نیز در معرض تهدید داعش بود، جناب مسعود بارزانی رهبر حزب دمکرات کردستان (پارتی) و رئیس وقت اقلیم کردستان با من تماس گرفته و گفت که می خواهد با من دیدار کند و من نیز میدانستم که این دیدار مربوط به داعش است و بلافاصله به دیدار کاک مسعود رفتم.
در این دیدار فقط من و کاک مسعود بودیم و وی از وضعیت به وجود آمده نگران بوده و اهمیت بسیاری می داد که باید در این شرایط و رویدادهای جدید چه اقدامی انجام شود و گفت که داعش مانند همسایه جدیدی میان کردها و شیعیان به عنوان خلافت سنی پیدا شده و ما باید در چنین شرایطی چه بکنیم و به عنوان رئیس اقلیم در آن شرایط بسیار وخیم و آشفته، دچار نگرانی عمیقی درمورد تصمیم گیری شده بود.
اما وضعیت برای من کاملا روشن بود و سه ماه پیش از آن، پیش بینی وقوع این شرایط را کرده بودم و پیشنهاد دادم که باید کاک مسعود بلافاصله اعلام جنگ کرده و گفتم که ما باید پیش دستی کنیم، زیرا داعش هیچ دوستی ندارد و جغرافیا و مرزی را نمی شناسد و نباید میان ما و شیعیان عراق قرار بگیرد و بدون شک به ما حمله می کند، زیرا داعش با کردها هم مانند شیعیان و اعراب دشمنی ورزیده و از کردها و دمکراسی و آزادی و تمدن بیزارند و کاک مسعود نیز به تمامی نظرات من گوش داد، اما تصمیم به اعلام جنگ نگرفت.
پس از این دیدار، با مسئولین و اعضای دفتر سیاسی و جناب کسرت رسول معاون اول پیشین اتحادیه میهنی و رئیس کنونی شورای عالی سیاسی و منافع حزب، گفتگو و مشورت کردم و بعد از ظهر همان روز بیانیه ای را به نام دفتر سیاسی حزب منتشر کردیم و در آن، همان مسائلی که با مسعود بارزانی مطرح کرده بودم را اعلام کردیم و متن آن هنوز در آرشیو موجود است و در آن تاکید کرده بودم که داعش یک نیروی افراط گرای کشتار جمعی است که نه مرز و جغرافیا و نه دوست می شناسد و از آزادی و دمکراسی متنفر است و کردها را هم عامل مهمی در وجود شرایط منطقه می داند و قطعا به کردها حمله می کند و باید پیش از آنکه داعش حمله کند، ما به آنان اعلام جنگ بدهیم و به جای جنگ دفاعی، با آنان به صورت تهاجمی روبرو شویم.
این بیانیه انعکاس زیادی داشت و بلافاصله ایرانی ها به سراغ ما آمدند و به تحلیل بیانیه پرداخته و گفتند که در این شرایط می خواهید چکار کنید؟ ما هم جواب دادیم که بخش اعظم مناطق مورد مناقشه که اتحادیه میهنی در آن ها برنده انتخابات بوده در معرض خطر و تهدید جدی قرار گرفته و از جمله کرکوک، داقوق، طوزخورماتو، تازه خورماتو، جلولا، سعدیه، جباره، تکیه و خانقین و اطراف آن، در معرض تهدیدی بسیار خطرناک قرار گرفته و اتحادیه میهنی وظیفه دارد از این مناطق دفاع کند و اجازه ندهد این مناطق نیز مانند موصل و اطراف آن به دست داعش بیافتد. ایرانی ها از این موضع ما استقبال کرده و گفتند حال که شما این گونه تحلیل و برداشت درستی از داعش دارید و می دانید باید چکار کنید ما هر گونه همکاری را که بخواهید با شما انجام می دهیم و آماده همکاری هستیم.
پس از چند روز نیز حملات داعش به کردها آغاز شده و آن فجایع را علیه شنگال، اطراف آن و ایزدی ها رقم زده و مشکلات بزرگی را برای مسیحیان، سنی، شیعه و کردها به وجود آورد و مخمور نیز اشغال شده و اربیل در معرض خطر قرار گرفت و در اینجا موضوع بسیار مهمی وجود دارد که برای ثبت در تاریخ اعلام میکنم.
در آن مقطع و زمانی که اربیل در خطر قرار گرفته جناب کاک کسرت در اربیل بود و با من تماس گرفت و گفت که اربیل در خطر است و خواست به اربیل بروم و من هم سلاح دوشکا نداشتم و اکنون هم ندارم و وقتی با کاک کسرت حرف می زدم، دلیر سید مجید و عدنان محمد مینا از اعضای ارشد اتحادیه میهنی هم حضور داشتند و کاک عدنان گفت دوشکای خود را همراه من می فرستد و با بافل طالبانی و لاهور شیخ جنگی از نیروهای ضد ترور گفتگو کرده و همگی با هم به سوی اربیل حرکت کردیم و وقتی به نزدیکی اربیل رسیدیم، دیدیم که هزاران خانواده با خودروهای خود در حال گریختن از اربیل هستند و گفته می شد از دیگر مبادی و راه های ارتباطی شهر نیز مردم در حال خروج و دور شدن از اربیل هستند و وقتی نیروهای ضد ترور را مشاهده کردند که با پرچم اقلیم کردستان و اتحادیه میهنی و کف زنان با روحیه قوی وارد اربیل می شوند، روحیه مردم هم بالا رفته و چنان که شنیدم بسیاری از آنان به شهر بازگشتند.
پس از رسیدن به اربیل، نشست هایی را انجام داده و با کاک مسعود و نیز نچیروان بارزانی نخست وزیر وقت اقلیم تماس گرفته و در مورد اقداماتی که باید انجام دهیم گفتگو و هماهنگی کرده و در آن شرایط پردی هم در خطر بوده و دکتر روژ سرپرستی جنگ و درگیری در پردی را بر عهده داشت و داعش به این منطقه حمله می کرد و متاسفانه پیشمرگ ها در این مناطق دچار عقب نشینی شده و ما از اتحادیه میهنی در دومین شب اقامت در اربیل به همراه اعضای دفتر سیاسی حزب و کاک لاهور شیخ جنگی و بافل طالبانی روسای مشترک کنونی حزب، با کاک مسعود و اعضای دفتر سیاسی حزب دمکرات (پارتی) دیدار کرده و وضعیت را بررسی کردیم و کاک مسعود از عقب نشینی نیروهای پیشمرگ عمیقا و به شدت آزرده خاطر و ناراحت بوده و می گفت نهایت رسیدگی و خدمات لازم برای پیشمرگ ها انجام شده و نباید در چنین شرایطی عقب نشینی کنند و می بایست دست کم بهتر از ارتش عراق مقاومت می کردند.
من نیز گفتم که اکنون وقت تحلیل و تفسیر و مجادله نیست و ما نیز حرف های بسیاری برای گفتن داریم، اما نباید چیزی گفته شود و اکنون ما آماده ایم و مطمئن باش نمی گذاریم اربیل اشغال شود و گفت که چطور نمی گذارید و پاسخ دادم ما هرگز نمی گذاریم اربیل اشغال شود و نیروهای ضد ترور می توانند داعش را شکست دهند و باید به مخمور حمله کرده و این تهدید را رفع کنیم و دکتر روژ درخواست کرد که بخشی از نیروهای ضد ترور به همراه وی برای پشتیانی به پردی اعزام شوند، اما نیروهای ضد ترور بنا به اسلوب جنگی خود به هیچ عنوان نیروهای خود را پراکنده نمی کنند و اعلام کردند نیروهای خود را پراکنده نکرده و در هر منطقه ای که لازم باشد همه نیروها را وارد درگیری می کنند.
پس از سه روز در اربیل که دولت و ریاست اقلیم و لشکرهای 70 و 80 نیروهای پیشمرگ وابسته به اتحادیه میهنی و حزب دمکرات، با کمک و حمایتی که از ایران و آمریکا دریافت کردند، خود را کاملا سازماندهی کرده و آماده شدند؛ تصمیم حمله به مخمور اعلام شد و ما در منزل کاک کسرت بودیم و بلافاصله و بدون یک ثانیه اتلاف وقت حرکت کردیم و خود من شخصا به همراه نیروهای ضد ترور به سوی مخمور رفتم. پیش از رسیدن ما به مخمور، نیروهای ضد ترور در داخل شهر وارد درگیری شدند و به راستی قهرمانانه و حماسی مبارزه کرده و جنگیدند و باید اذعان کنم که قهرمانی واقعی، همان مبارزه ای است که به چشم خود در مخمور از نیروهای ضد ترور دیدم و نهایت حماسه را آفریدند و فراتر از آن وجود ندارد و پس از آن هم صحنه های بسیاری از حماسه و نهایت قهرمانی را در جنگ و نبرد نیروهای ضد ترور و پیشمرگ ها با داعش در مناطق وادی عوثج و سعدیه و جلولا دیدم و این نیروها در نهایت شجاعت جنگیده و حماسه و افتخار آفریدند.
جنگ بسیار شدیدی در مخمور در گرفت و مهمترین نقطه استراتژیک کنترل شهر نیز سیلوی مخمور بود و داعش بر فراز ساختمان سیلو، تک تیراندازهای خود را مستقر کرده و هنگام پیشروی چند نیروی پیشمرگ توسط آنان به شهادت رسیدند و سپس نیروهای ضد ترور اقدام به حمله برای کنترل و آزادسازی سیلو کرده و پس از اینکه دو یا سه تن از نیروهای آنان نیز شهید شدند، توانستند سیلوی مخمور را از دست داعش آزاد کنند و با آزادسازی این سیلو، بر طبل پیروزی کوبیده و پیروزی در نبرد مخمور را اعلام کردیم و با این اعلام پیروزی و موفقیت، روحیه پیشمرگ ها بسیار تقویت شده و داعش دچار شکست و عقب نشینی شد و ما در حالت حمله قرار گرفته و شروع به پاکسازی مخمور و اطراف آن از عناصر داعش کردیم و هنوز صدای تیراندازی از اطراف سیلوی مخمور شنیده می شد که ما وارد دفتر حزب در مخمور شدیم و این نکته را هم برای ثبت در تاریخ اعلام می کنم که من با تمام وجود و هم با برداشتن سلاح و هم با اندیشه و ایده و فکر، علیه تروریست ها مبارزه کرده ام و گمان نمی کنم کسی بتواند آن را انکار کند، اما جای شگفتی است که عناصر داعش با وجود اینکه دفتر را تبدیل به مقر خود کرده بودند، به هیچ یک از تجهیزات و وسایل موجود در آن دست نزده بودند.
پیروزی مخمور روحیه مقاومت در کرکوک را تقویت کرده و نیروهای ضد ترور بنا به درخواست دوستان ما در کرکوک، به این منطقه رفته و من به همراه نیروهایم در مخمور ماندیم و مرتبا از خانقین نیز درخواست های کمک می رسید و نیروهایمان در آنجا اعلام می کردند که خانقین در معرض خطر قرار دارد، در آن زمان جلولا تصرف شده و دلیل آن را نیز نمیدانم، حتی وادی عوثج و روستاهای اطراف آن نیز کاملا تخلیه شده بود، وقتی به آنجا رفتیم محمود سنگاوی و جعفر شیخ مصطفی فرمانده وقت پیشمرگ های اتحادیه میهنی و دیگر فرماندهان نیز در آنجا بودند و بلافاصله تماس گرفته و دیگر نیروها را نیز به منطقه فراخواندیم و نشستی را برگزار کرده و به گفتگو نشسته و مسگریان نیز به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران آمد و پرسید که برنامه شما چیست و ما نیز برنامه های خود را برای او شرح داده و وی نیز تاکید کرد که ما با تمام توان در کنار شما هستیم، اما متاسفانه نیروهای ائتلاف و جنگنده های آنان، به دلیل حضور ایران، به هیچ عنوان در این نبرد مشارکت نکرده و هیچ پشتیبانی نیز انجام ندادند و ما ناچار بودیم فقط به خود و نیروهای ضد ترور، پیشمرگ ها و کمک های ایران تکیه کنیم.
از سوی دیگر نیروهای حشدالشعبی نیز با ما تماس گرفته و هادی عامری و شهید ابومهدی المهندس نیز با بالگرد وارد منطقه شده و نشست و گفتگوهای مفصلی انجام داده و نقشه و تاکتیک جنگی خود را، به صورتی کاملا حرفه ای و دقیق و منسجم تدوین و برنامه ریزی کردیم و همه جبهه را در جلولا، سعدیه، وادی عوثج، پل جلولا، کلار و شیخ باوه تقسیم کردیم مشخص شد که هر یک از نیروها از کدام منطقه و جناح وارد شوند و کاک جعفر شیخ مصطفی، علی شری شاسوار و عدنان محمد مینا و محمود سنگاوی و دیگر فرماندهان قهرمان ما نیز در منطقه حضور داشته و شمار بسیاری از نیروهای داوطلب نیز از مردم استان های حلبچه و سلیمانیه و شارباژیر، پیشمرگ های پیشکسوت، پیشمرگ های جانباز همه وارد منطقه شده و سرمایهداران میهن پرست نیز تجهیزات و آذوقه را برای ما تامین می کردند و جبهه از هر نظر کاملا تامین بوده و فقط نیروهای ائتلاف جهانی ضد داعش با ما نبودند و پیروزی ما در این نبرد و آزادسازی سعدیه و جلولا که هر دو از مخمور نیز بزرگتر و وسیع تر هستند، به راستی بی سابقه و مثال زدنی بود و در وادی عوثج نیز که جبهه ای بسیار گسترده است، ما با کمترین تلفات پیروزی های بسیار بزرگی به دست آوردیم و از آن زمان تاکنون یعنی از پیروزی مخمور تا اطراف خانقین و سپس پیروزی اطراف کرکوک که اجازه داده نشد داعش وارد کرکوک شود و همچنین پیروزی های پردی و مقاومت پیشمرگ ها در اطراف موصل و برنامه ریزی برای آزادسازی شنگال، معادلات جنگ را تغییر داده و این موفقیت و پیروزهای نیروهای پیشمرگ در همه جبهه ها بود که موجب تقویت و ساماندهی دوباره در دولت و نیروهای عراقی شد.
دیدگاه کاربران