محل قرارگیری بنر تبلیغاتی (728x90)
خبر نویسنده: کردپرس 1399/02/02 10:02 زمان مطالعه: 6 دقیقه بازدید: 0 (0)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

«زینی ورتی» مشکل میان حزب دمکرات و اتحادیه میهنی نیست، بلکه نتیجه مشکلات میان آنان است/ عارف قربانی

خلاصه خبر
سرویس عراق و اقلیم کردستان- عارف قربانی تحلیل گر سیاسی اقلیم کردستان، در تحلیلی با اشاره به تنش های اخیر میان اتحادیه میهنی و حزب دمکرات در منطقه زینی ورتی استان اربیل، خاطر نشان ساخته «تا زمانی که حزب دمکرات و اتحادیه میهنی،دارای جغرافیای و نیروهای مسلح هستند، هیچ امیدی برای ایجاد صلح در اقلیم وجود ندارد.»

به گزارش کردپرس، عارف قربانی روزنامه نگار و تحلیل گر برجسته اقلیم کردستان و نزدیک به حزب دمکرات کردستان (پارتی) در تحلیلی به تنش های اخیر میان احزاب سیاسی اقلیم کردستان در منطقه زینی ورتی واقع در 110 کیلومتری اربیل، پرداخته و آورده:" آنچه اکنون میان حزب دمکرات کردستان (پارتی) و اتحادیه میهنی کردستان (یکیتی) اعم از صدور بیانیه و حملات رسانه ای علیه یکدیگر و تحرکات نظامی در "زینی ورتی" روی می دهد؛ مشکل میان این دو حزب نیست، بلکه در حقیقت نتیجه و تبعات مشکلات میان آنان است. یعنی این تنش ها و اختلافات که اکنون مشاهده می شوند مشکل اصلی نیستند، بلکه عوارض و نتایج مشکلات حل نشده پیشین هستند.

به همین دلیل اگر بخواهیم راه حلی برای این وضعیت بیابیم، باید به عوامل و ریشه ها پرداخته و آن ها را رفع کنیم. وگرنه این معضلات همچنان که از دهه شصت میلادی تاکنون ادامه داشته، بدون شک از این مقطع نیز تا نسل های آینده ادامه می یابد.

بارها داستان هایی از میدان های جنگ روایت می شود که به دلیل لغزیدن اسب یک سرلشکر و فرمانده و بر زمین افتادن وی، کشوری در جنگ شکست خورده؛ عامل لغزش اسب نیز درآمدن میخ زیر نعل سم و جابه جا شدن نعل اسب بوده و در واقع عامل شکست یک کشور در جنگ، میخ زیر نعل سم اسب بوده است؛ چرا که اگر این میخ از جای خود در نمی رفت، نعل در جای خود محکم بوده و اسب نمی لغزید و سرلشکر بر زمین نمی افتاد و لشکر و کشور نیز در جنگ شکست نمی خورد.

وقایع اقلیم کردستان نیز به همان گونه است و آنچه ما اکنون مشاهده می کنیم، در حقیقت نتیجه کار است. اگر بخواهیم با جدیت و دلسوزی واقعی این مشکلات را حل کنیم، ناچار باید از میخ نعل اسب آغاز و به ریشه مشکلات برگردیم، نه اینکه راهی را در پیش بگیریم که خود عامل تشدید مشکلات شود.

باید بدانیم به کدام دلیل پنهان، مناقشات سیاسی ما این گونه است؟ آیا فقط جامعه ما به دو دسته تقسیم شده است؟ در کشورهای دیگر هم مناقشات و اختلافات سیاسی وجود دارد و گاهی از آنچه در اقلیم کردستان دیده می شود، وخیم تر است و آنان در مقابل یکدیگر شدیدتر جبهه گیری می کنند؛ اما در عین حال یکدیگر را هم قبول کرده و دست کم این نگرانی وجود ندارد که اختلافات میانشان به جنگ و درگیری کشیده شود. اما ما در کردستان همیشه زیر سایه این نگرانی هستیم که برادرها دستشان به خون یکدیگر آلوده شود.

عامل این تفاوت نیز وجود چارچوب ها، حاکمیت و قانون و همچنین افزایش سطح هوشیاری سیاسی و آگاهی است. همچنین فرهنگ خود کم بینی در مقابل ملت های فرادست و وابستگی جریان های سیاسی به قدرتهای منطقه ای و دخالت های دشمنان نیز از دیگر عوامل این تفاوت هستند. اما همه این ها بخشی از مشکلات هستند و دو دلیل اصلی این است که این دو جریان سیاسی هر یک دارای جغرافیایی مجزا و نیروی مسلح مختص به خود هستند.

راز تداوم و به طول انجامیدن این اختلافات نیز همین وجود جغرافیا و نیروی نظامی مجزا است و تا زمانی که حزب دمکرات (پارتی) و اتحادیه میهنی (یکیتی) دارای جغرافیای تحت کنترل و نیروهای مسلح وابسته به حزب خود هستند، هیچ امیدی برای ایجاد صلح و ثبات سیاسی در اقلیم وجود ندارد، یعنی آنانی که سعی دارند اقلیم کردستان را از میانه مناقشات و اختلافات این دو حزب نجات دهند، هیچ راه دیگری به جز حذف جغرافیا و نیروی مسلح ویژه احزاب در پیش رو ندارد.

متاسفانه از گذشته تاکنون هر گاه مشکلات و اختلافات میان حزب دمکرات (پارتی) و اتحادیه میهنی (یکیتی) به حد درگیری و برخورد مسلحانه رسیده، برخی افراد یا با هدف دور کردن اقلیم کردستان از جنگ داخلی و یا با اهدافی دیگر مسئله ایجاد دوباره نظام دو اداره ای را در اقلیم مطرح می کنند، چنان که گویی گزینه ای برای پایان دادن به مشکلات و اختلافات و جلوگیری از خطرات است. اما در حقیقت دو اداره ای نه فقط راه حل نیست، بلکه مانند استراحت دو زورآزما درمیدان و آماده شدن برای دور جدیدی از مبارزه است.

ما در اقلیم کردستان تاوان بسیاری برای این تنش و اختلافات داده ایم و اگر ریشه و اساس مشکلات و اختلافات را حل نکنیم، در آینده نیز تاوان بزرگ تری می پردازیم، دو اداره ای راه حل نیست، بلکه آب به آسیاب دو دستگی ریختن است، زیرا یک بار دیگر به این دو حزب مشروعیت در کنترل داشتن جغرافیا و نیروهای مسلح تحت کنترل خود را می دهد؛ در حالی که نیاز اقلیم، بر عکس آن است و احتیاج دارد که هیچ کسی دارای منطقه تحت نفوذ جغرافی و نیروی مسلح مطیع خود نباشد.

باید دیدگاه و تفکر ما در یافتن راه حل بر اساس تشکیل یک نیروی مسلح ملی و خارج ساختن سلاح از دست احزاب باشد و از هرگونه سلطه جغرافیایی نیز جلوگیری کنیم.

نباید حزب دمکرات برای همیشه منطقه بادینان و مناطق آن سوی مرز دیگله را به عنوان ملک متعلق به خود بداند و از کویه تا گرمیان منطقه نفوذ یکیتی باشد. این شکاف، آزادی های سیاسی، رسانه ای و حتی فعالیت های حزبی را محدود می سازد و مانند مناقشات خونین دوران جنگ مسلحانه در کوه ها، اقلیم کردستان را به دو دسته مجزای سیاسی تقسیم می کند و یا مانند دوران قرن گذشته باید تمام احزاب سلیمانیه وابسته به اتحادیه میهنی و احزاب اربیل نیز وابسته حزب دمکرات باشند.

از زمان آغاز اختلافات و تنش های میان این دو حزب تحت عنوان مبارزه و مشروعیت شورش و پس از آن نیز دو اداره ای و نفوذ حاکمیتی و سیاسی در مناطق مجزا، این تقسیم بندی ها عامل تشدید دو دستگی و تفرقه بوده است.

پس اگر از دو دستگی بیزاریم و نمی خواهیم که نسل های آینده نیز قربانی این اختلافات ناروا شوند، نباید عاملی در تداوم این مشکل باشیم. این زخم با دو اداره ای بهبود نمی یابد. بلکه دو اداره ای دو طرف را برای دور دیگری از درگیری تقویت و تجهیز می کند. اگر میخواهیم از وقوع درگیری میان آنان جلوگیری کنیم، باید برای حاکمیت قانون تلاش کنیم و راهکارهایی برای تبدیل این دو حزب به احزاب مدنی و سیاسی بیابیم، نه اینکه اقلیم کردستان را تبدیل به سربازخانه و میدان جنگ کنیم.

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

0 نظر
امتیاز:
(0)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.
دستیار هوشمند خبر
خبرهای تازه و مهم را سریع مرور کنید