دستفروشی از حقیقت تا مجاز
خلاصه خبر
به گزارش کُرد پرس، این منبع درآمد چندان هم بی حاشیه و بی هزینه نخواهد بود کمترین هزینه اش این است که در مقابل مامور قانون چه تدبیری بیندیشد و یا اینکه این کاسبی شرافتمندانه را که از روی ناچاری در پیش رو دارد چگونه برای اطرافیان خود توجیه کند.
بخشی از کسانی که به این کار روی می آورند جزو دسته بیکارانی هستند که حاصل هجرت های بی رویه و سکونت در حاشیه شهرها است و بخشی دیگر بعنوان شغل کمکی درکنار درآمد ناچیز روزمره ناچار به این کار شده اند. بخشی دیگر از روی ناچاری و نداشتن سرمایه است که بساطی را با حداقل هزینه پهن و از طریق آن به امرار معاش می پردازند. همه اینها از مظاهر بیکاری و کم اشتغالی و توسعه نیافتگی شهرها می باشد وگرنه از قدیم الایام چنین شیوه اشتغالزایی بعنوان بازار روز در همه بلاد و شهرها و حتی روستاها بصورت چرخشی بوده و هم اینک نیز در بعضی شهرها شهره می باشند. در این شیوه افرادی مشخص با حرفه ای مشخص در چرخه بازار قرار گرفته و بسیاری از مایحتاج مردم را تامین و خود نیز مستفید می گردند.
اما رواج گسترده این شیوه درآمدزایی در خیابان های شهرها علاوه بر اینکه ویترین شهر را تخریب می کنند بلکه موجب کم فروغی بازار مغازه دارانی می گردند که با هزینه هایی مانند آب و برق و دارایی و... مواجه هستند. البته در ادامه اشاره ای بر جبران این کم رونقی خواهد شد. این شغل ضمن اینکه مسکنی مقطعی برای قشر کم درآمد جامعه می باشد می تواند موجب رونق لودگی اقتصادی در جامعه گردد و این شغل عذاب آور همانند دومینه ای معکوس جوانان را به طمع انداخته و یکی پس از دیگری به دستفروشی کنار خیابانی روی بیاورند. البته عوامل عمده ای مانند توسعه نیافتگی و فقدان زیرساخت های تولید از جمله عوامل اصلی در گسترش این رویه اقتصادی است.
پرده دوم، این رویه ناگهانی در جامعه ظاهر نشده است بلکه به مرور و با اهمال کاری مدیران اجرایی و برنامه ریزان شهرها بوجود آمده است. چشم پوشی مسئولین از رواج چنین پدیده ای کاملا با ملاحظات سیاسی بوده است. بعنوان مثال همین مورد اخیر در سنندج که بازتاب هایی هم داشته است را می توان بررسی کرد. جدای از نوع رفتار و واکنش های بیرونی و داخلی به آن و نوع و شیوه برخورد و رفتار، سوال این است آیا مدیران دولتی و انتخابی در ابتدای دولت ها و دوره های نمایندگی شوراها هم همین برخورد را داشته و دارند و یا اینکه با ملاحظه و مماشات سیاسی تا کنون با آن برخورد کرده اند؟ یقینا در طلیعه دولت ها و یا آستانه انتخابات شورا ها دستفروشان که در تابلوی خیابان ها قرار دارند می توانند مبلغ خوبی برای انتخابات ها باشند.
بنابراین بسیار گرامی و عزیز خواهند بود! وگرنه کدام شهردار و شورا و مدیر اجرایی است که وضعیت خیابان ها را ببیند و واکنش نشان ندهد؟ چرا حالا به جمع آوری و سامان دهی مشاغل خیابانی روی آورده اند؟ چون دیگر نیازی به رضایت و ندامت کسی ندارند تا دیروز دستفروشی و دستفروش هر دو شریف بودند اما امروز شغلی مزاحم! چرا اگر مزاحمند در این 7 ساله برخوردی نشد و در صدد ساماندهی آنان بر نیامدند؟ آیا مدیران دستگاه های اجرایی و شوراها و شهرداری نمی دانند که دستفروش نگون بخت بعضا همان مکان روبروی مغازه را هم مجانی بدست نمی آورد؟! چرا حقیقی با مسائل برخورد نمی کنید؟ اگر هدفتان جراحی اقتصادی و سامان دهی معضل بزرگ شهر است نباید چند سال یک بار آن هم زنگ آخر مدیریت خود به این فکر بیفتید. بزه اقتصادی بزه است در هر شرایطی که باشد مدیر هم باید مدیریت کند جراحی اقتصادی هزینه دارد هزینه را به گردن دیگران نیندازید. الان که مانند جنگل خود رو، همه خیابان ها را گرفته اند متقاعد کردن جامعه دشوار است اما مقصر این وضعیت مدیرانی بودند که سال هاست می بینند و حرف نمی زنند و در این شرایط سخت اجتماعی با وجود گرانی و معضل کرونا بفکر جراحی افتاده اند مع الاسف مشتری تبلیغاتی آنان هم کم نیستند.
پرده سوم، جمع آوری و سامان دهی مشاغل خیابانی برای سامان بخشی و استفاده بهینه شهروندان از فضای شهری امری پسندیده است اما با اغماض و چشم پوشی مدیران فعلی و گذشته برای این مشاغل ایجاد حق شده و بنوعی ادعای سرقفلی غیر واقعی می کنند و سامان دهی را با مشکل مواجه می کند. اما با ایجاد مکانی بدور از خیابان اصلی شهر و فضایی مخصوص می توان به شیوه قانونی آنان را در آنجا مستقر کرد و چه بسا زمینه ایجاد بازارهای قیصری جدیدی در هر شهری نشود . کاری که با بازار لباس های خارجی به نام تاناکورا صورت گرفت همگی بیاد دارند ابتدا این البسه در همه خیابان ها پراکنده بود. هر چند پدیده خوبی برای شهرها نمی باشد اما بهرحال دارای مکانی مشخص شده اند.
میوه فروش های وانتی که چهره شهر را مخدوش کرده اند هم نیازمند ساماندهی هستند، شکل گیری سبزه میدان ها در هر شهری از این طریق بوجود آمده است آیا نمی توان در کنار همان ورودی شهر که مکانی وسیع وجود دارد استارت یک سبزه میدان جدید را زد که ارابه و وانت های بی هویت را به مغازه های مصفا و با طراوت و با هویت و بعنوان شغلی آبرومندانه در قالب ضوابط قانونی تبدیل کند؟ آیا نمی توان تپه ای از این شهر هزار تپه سنندج را با آرایش و سامان دهی مشاغلی اینچنینی به میراثی ماندنی برای آیندگان هدیه نمود؟ آیا نمی شود اقتصاد و معاش مردم را از سیاست بدور داشت؟ آیا نمی شود عینک مجاز سیاسی را از واقعیت جامعه حذف نمود؟
دیدگاه کاربران