کرونا و نقش آن در تغییر ترجیحات مردم / بهروز سپیدنامه*
خلاصه خبر
مردی مقداری پیاز از عکه (همین عکای فعلی) به مکه آورده بود تا بفروشد. کسی نخرید. پیازها روی دستش ماند، امکان بردن به جای دیگر هم نبود و داشت در هوای گرم می گندید. نزد یکی از معتمدین شهر رفت و از کسادی بازار پیاز و احتمال ضرر و زیان دیدنش ناله کرد و از او خواست که از این وضعیت نجاتش دهد. فرد معتمد گفت: روز جمعه که نماز جمعه خوانده میشود، پیازها را در یک جای معین حاضر کن، آن وقت من می دانم. آن روز وقتی که مردم جمع شدند، گفت: «ایها الناس! سمعت من حبیبی رسول الله » شنیدم از حبیبم پیغمبر که فرمود: «من اکل بصل عکه فی مکه وجبت له الجنه » هر کس پیاز عکه را در مکه بخورد بهشت بر او واجب است. یک ساعت نگذشته، مردم تمام پیازها را خریدند و تاجر از ورشکستگی جان سالم بهدر برد.
لابد حکایت بالا و نظایر آن را بارها شنیدهاید و بر سادهلوحی مردم آن زمان خندیدهاید. اما امروز در سال 2020 میلادی نیز شاهد تکرار چنین حکایتهایی هستیم. منظور حکایت مقابله با ویروس «کرونا» ست. هر بار نسخۀ تازهای تجویز میشود و بعد از انتشار آن، شاهد کمیاب شدن موادی هستم که در نسخه پیچیدهاند. از ماسک گرفته تا کافور و روغن بنفشه و عنبر نسا و قس علی هذا.
در خیابان که راه میروی بوی تند سیر رهگذران به مشام میرسد. از خانهها بوی اسپند میآید. داروهای دستساز با ترکیبات متفاوت، نُقل محافل خانوادگی شدهاند. بازار عطاران رونق یافته و طب بدیل (alternative medical) میرود که جایگزین پزشکی متعارف شود یا به عنوان طب تکمیلی (complementary) ایفای نقش کند.
آنتونی گیدنز (Anthony Giddens) در خصوص رویگردانی مردم از طب رسمی و متعارف و اقبال آنان به سمت طب بدیل اعتقاد دارد: «برخی از مردم تصور میکنند که پزشکی متعارف ناقص و نارساست، یا قادر به شفادادن دردهای مزمن و موذی نیست یا علائم و عوارض اضطراب و فشار نیست. برخی هم از نحوۀ عملکرد نظام درمانی مدرن –نوبتهای طولانی مدت، دست به دستشدن بین گروهی از متخصصان، محدودیتهای مالی و از این قبیل- رضایت ندارند. نگرانی از عوارض زیانبار داروها و اجبار به جراحی نیز –که هر دو روش مورد حمایت نظامهای درمانی مدرن است- به فهرست فوق اضافه میشود. رابطۀ قدرت نامتقارن میان پزشکان و بیماران دلیل اصلی برخی از مردم برای تن دادن به طب بدیل است. آنها احساس میکنند که نقش «بیمار منفعل» به آنها اجازه نمیدهد که به قدر کافی در معالجه و شفایافتن خویش سهم دشته باشند. و بالاخره، برخی از افراد اعتراف میکنند که با پزشکی متعارف مخالفتهای دینی یا فلسفی دارند، چون این پزشکی روح و جسم را جدا از هم معالجه میکند. آنها معتقدند که ابعاد روحی و روانی سلامتی و بیماری در کارهای پزشکی متعارف مورد توجه قرار نمیگیرند» (گیدنز، 1386: 209).
برای تبیین تغییر نظام ترجیحات مردم از طب متعارف به طب بدیل (در ایران) علاوه بر عواملی که گیدنز اشاره نمود باید به موارد دیگری نیز اشاره داشت.
تردید، یکی از مهمترین عوامل مدل تغییر نظام ترجیحات مردم است. این تردید، ریشه در تعارض سازمان یافتهای دارد که در سطوح مختلف خُرد و کلان جامعه خود را نشان داده است. در سطح دولت باید به تعارض اظهارات وزیر بهداشت و ریاست جمهور اشاره کرد. وزیر بهداشت، هفتۀ پیش رو را هفتهی پیک (حداکثر) کرونا اعلام نمود و ریاست جمهور، هفتۀ کم شدن موج کرونا در جامعه دانست. وزیر امور خارجه، میلیونها ماسک به کشور چین هدیه میدهد و وزیر بهداشت از کمبود ماسک در جامعه سخن میگوید. مسئولین از واردات ملزومات پزشکی میگویند و وزیر بهداشت از شبکۀ فرصت طلب و بیانصافی یاد میکند که در توزیع عادلانه کالاهای پزشکی تولید و خریداری شده خلل جدی ایجاد نموده اند.
تعارض به مناسبات میان متخصصان نیز رخنه کرده است. از یک سو شاهد حضور پزشکان فوق تخصصی هستیم که بدون ماسک بر بستر بیماران کرونایی حاضر میشوند و وضعیت را کنترل شده و عادی جلوه میدهند و از سویی دیگر با اظهار نظر متخصصانی مواجهایم که این حرکت را نمایشی تلقی کرده و همسو با پروتکلهای پزشکی نمیدانند.
در برخی از بیمارستانها نیز از یک سو شاهد تشخیص برخی از پزشکان، بر مثبت بودن کرونا در بعضی از بیماران بستری شده هستیم و از سویی دیگر، با انکار این موضوع از سوی مسئولین بخش مواجهایم.
در سطح خانواده نیز شاهد تعارضات میان فردی در انتقال اخبار و شیوههای مقابله با ویروس کرونا هستیم. چنین تعارضاتی به بازتولید «تردید» کمک کردهاند تردیدی که میرود به امری سازمان یافته تبدیل شود. امری که فرایند فرسایش سرمایۀ اجتماعی را شدت خواهد بخشید.
عوامل زمینهای دیگری که باعث بازتولید تردید در جامعه شدهاند، تصور مردم بر نامتقارن بودن روابط قدرت بین ویروس کرونا و امکان مقابلۀ با آن است.
از یکسو در خصوص قدرت مانور این ویروس متخصصین اظهار داشتهاند که: اندازۀ این ویروس در حد نانومتر است و توانایی نفوذ از سطوح مختلف را دارد. قدرت و سرعت انتقال و شیوع ویروس بالاست. دورهی نهفتگی آن نسبت به سایر ویروسها بیشتر است. روی سطح اشیاء مینشیند و دوام و بقای آن زیاد است. در سرمای زیاد میتواند زنده بماند و در بیماران خاص نظیر بیماران قلبی و دیابتی و کلیوی و نظایر آن، سریعتر عمل کرده و احتمال مرگ آنان را افزایش میدهد.
در مقابل چنین عرض اندام و هماورد طلبی کرونایی، شاهد باور مردم به ضعف سیستم در پیشگیری و مقابله با ویروس کروناییم. تصور غالب مردم این است که سیستم فاقد امکانات لازم در زمینهی پیشگیری و مقابله با ویروس یاد شده است. تشخیص این بیماری تنها از طریق بروز علائم آن امکانپذیر است، آنهم بعد از طی شدن دوران نهفتگی آن. و این در حالی است که فیلمها و گزارشهای پخش شده از سایر کشورها بیانگر تشخیص این بیماری از طریق ابزارهایی کلت مانند است. ابزاری که در ایران یک مورد آن مشاهده نشده است. ناتوانی سیستم در کنترل توزیع محصولات تولید یا خریداری شده ، زمینه را برای ظهور طبقه کاسبکاران و دلالان و بازار سیاه فراهم ساخته است.
باور به قدرت عملکرد ویروس کرونا در مقابل تصور ناکارآمدی سیستم مقابله و پیشگیری، سبب پدید آمدن روابط نامتقارن فدرت و ناهمترازی آن شده که در کنار فرسایش اعتماد پیشین و کم اعتمادی انباشته شده، زمینه را برای بازتولید تردید مهیا ساخته است. تردیدی که از طریق اصل سرایت اجتماعی مردم را به سمت نوعی نظام خودمرجع سوق داده که نمونهی آن را میتوان در جایگزینی طب بدیل به جای طب متعارف مشاهده نمود.
*جامعه شناس
دیدگاه کاربران