ترک ها به HDP خواهند پیوست / تفرقه ایدئولوژیک در کردستان ترکیه پروژه حکومت است
خلاصه خبر
دکتر ماجد خلیل دانش آموختۀ تاریخ، عضو هیأت علمی دانشگاه سلیمانیه و کارشناس تاریخ جنبش های کرد است. وی به ویژه درباره تاریخ حزب کارگران کردستان (PKK) و دیگر جنبش های سیاسی و مسلحانه کردهای ترکیه تحقیق کرده و مقالات و کتاب های متعددی در این زمینه به نگارش در آورده یا به کردی ترجمه کرده است.
وی در این مصاحبۀ تفصیلی با خبرنگار کردپرس از بعدی تاریخی به وضعیت فعلی کردهای ترکیه، جنبش سیاسی آنها، موضع حکومت ترکیه درباره مسئله کردها و جایگاه کردها در سیاست داخلی ترکیه می پردازد و نکات قابل توجهی مطرح می کند. علاوه بر این، در حاشیۀ همین بحث به مسئله کردهای سوریه نیز نگاهی می اندازد.
این مصاحبه به علت طولانی بودن در سه بخش ارائه می شود که بخش دوم آن در ادامه می آید و بخش نخست در لینک زیر قابل دسترسی است:
بخش نخست مصاحبه با دکتر ماجد خلیل
کردپرس: علاوه بر PKK در حال حاضر چه نیروی مهم دیگری در ترکیه وجود دارد که میتواند بر حل یا عدم حل مسئله کرد در این کشور تاثیر بگذارد؟
دکتر ماجد خلیل: به نظر من در دوره حزب عدالت و توسعه [AKP]، آن احزابی که رنگ و بوی کردی داشتهاند موسسشان آک پارتی نبوده است چرا که پیش از آنها نیز به خصوص در دهه 90 احزاب جامعه دمکراتیک و برخی احزاب ایدئولوژیک، مذهبی و یا ملی اجازه فعالیت یافتند. اما با وجود سد کسب حد نصاب ده درصد آرای ملی برای ورود به پارلمان، به نوعی از فعالیت این احزاب جلوگیری به عمل آمده است.
در حال حاضر چهره ترسناک آک پارتی در این نهفته که نیرویی به معنای واقعی توتالیتر است که وجود ترکیه را تنها در چارچوب دولت ترکیه محدود نمیکند، حتی فراتر از پرنسیپ آتاتورک پیش میرود که میگفت: "صلح برای خارج".
آک پارتی از زمان تاسیس خود این تفکر را یدک کشیده است که تنها به آسیای صغیر برای ترکیه راضی نیست بلکه قصد دارند که خود را به خاورمیانه نیز رسانده و ادعاهایی در مورد استان موصل دارند و نیز در صدد هستند دنیای اسلام را به سمت خود بکشانند. بر اساس روش کلاسیک کشمکش میان شیعه و سنی یا عثمانی و صفوی پیش میروند. به عنوان مثال ریشه این دست اندازیها به خارج از مرزهایشان را میتوان در پیشروی نجم الدین اربکان در دهه 70 دید. زمانی که به قبرس حمله کردند که در واقع اولین مواجهه ترکیه با دنیای بیرون از خود به عنوان نیرویی اسلام گرا بود.
در دوره AKP نیز مواردی از تجاوز به مرزها را میبینیم. آنها اینکار را به وضوح و در برابر چشمان جهان انجام میدهند. چنانکه دیدیم وارد خاک عراق شد و پیشروی کرد یا به مرزهای سوریه تجاوز کرد و کنترل منطقهی معینی از شمال شرقی سوریه را در برابر چشمان جهانیان در دست گرفت.
این گونه سیاست ورزی آک پارتی به گونهای است که نمیتوان ادعا داشت آزادی مشارکت سیاسی را به احزاب موجود داده است. هم اکنون نیروی بزرگی به نام [حزب دموکراتیک خلق ها] HDP وجود دارد که نمایندهی شمار زیادی از کردهای ترکیه است. من اساسنامه این حزب را به دقت مطالعه کرده ام اگر این حزب تبلیغات درخوری برای شناساندن اساسنامه و شیوه کار خود انجام دهد، بسیاری از ترکها به آن خواهند گروید چرا که اساسنامهای بسیار دمکراتیک و آزادیخواهانه دارند.
اگر احیاناً نیروهای بین المللی و به ویژه آمریکا از حمایتهای خود نسبت به AKP بکاهند باید گفت روشی که حزبی مانند HDP به لحاظ ایدئولوژیک، جامعه بین الملی و به لحاظ خدمتگذاری ارائه کرده است، مدرن ترین اساسنامه و برنامهی موجود است. در عین حال آک پارتی اجازه نمیدهد حزب دمکراتیک خلق ها برنامه خود را پیش ببرد و آن را در ترکیه اجرایی نماید (چرا که 80 کرسی پارلمان را از آن خود کردند اما جهت تشکیل دولت مشترک به توافق نرسیدند). همچنین در داخل خود HDP نیز استقلال کافی وجود ندارد و میتوان گفت PKK این نیروی مدنی ترکیه را به جهتی برده است که نمیتواند به نقطه توافق و چاره جویی آشتی جویانه برسد.
تعدادی جوان تندرو که صد سال ظلم و ستم بر کردها را از یاد بردهاند مانع از پیشرفت پروسه آشتی کردها شدهاند، به همین دلیل این پروسه نه تنها به پیش نمیرود بلکه میبینیم که پروسه مذکور در کردستان از بین برده شده است و از طرف دیگر AKP اجازه نمیدهد که نیرویی سیاسی که به مبارزه مدنی باور دارد، صدای کردها را کنترل کند و با ایجاد چند دستگی ابتکار عمل را از این حزب گرفته است.
به عنوان نمونه آک پارتی تفکر جهادی سلفی را در مناطق کردنشین ترکیه گسترش داده است، اکنون بزرگترین درگیری در کردستان ترکیه کشمکش میان نیروهای دو ایدئولوژی سکولار و اسلامی است؛ همان گونه که در سال 79 حزب الله کردی را در ترکیه ایجاد کرد به طوری که حتی یک عضو ترک هم نداشت. اجازهی فعالیت به این حزب داده شد و دستگاه اطلاعاتی میت ترکیه آشکارا با آن همکاری میکرد و بیش از هزار نفر هنرمند، خواننده، نویسنده و منتقد توسط آنان ترور شدند. تا اینکه در سال 1998 که اوجالان دستگیر شد آک پارتی با تصور اینکه این پایان PKK است فعالیتهای حزب الله کردی را ممنوع اعلام کرد و رهبر حزب نیز ترور شد چرا که کرد بود.
پس از آن زمانی که مبارزه سیاسی کردی در قالب HDP شکل میگیرد، نیرویی به وجود میآید که آن را هوداپار میخوانند، که در واقع همان رهبران حزب الله مسلح کردی در ترکیه هستند که این بار مبارزهی سیاسی را در پیش میگیرند.
هوداپار تنها در نواحی کردنشین وجود دارد و به شدت گسترش یافته و بدین معناست که توسط میت ترکیه ایجاد شده است. بر اساس همهی مدارک موجود، کتابی که شاراوغلو در استانبول به زبان انگلیسی در مورد "حزب الله کردی در ترکیه" نوشته است بسیار به دقت در این خصوص به بحث میپردازد که سیاست آک پارتی به گونهای است که کشمکشها همیشه در کردستان ترکیه وجود داشته باشند تا مانعی بر سر راه توسعه دموکراسی و حل مسئله کرد شوند و در عین حال سلاحی و بهانهای باشد که ترکیه بتواند باورهای ناسیونالیستی خود را اجرایی کند که تاکنون در این کار موفق بوده است.
به همین دلایل است که به نظر من در ترکیه نگرانی و یا ارادهای برای حل مسئله کرد وجود ندارد. آنها مسئله کرد را در وضعیتی بیمارگونه به حال خود رها کردهاند تا بتوانند اهداف خود را در کشمکش با احزاب مخالف دنبال کنند. آنها برای اینکه سیاستهای خود را در تعامل با کشورهای همسایه به پیش برند همیشه از کردها به عنوان کارت فشار استفاده کردهاند.
در عین حال میبینیم که مسئله کرد و به ویژه PKK سلاح خوبی در دستان ترکیه است، برای اینکه بهانهای برای سرکوب هر چه بیشتر کردها در درون خود داشته باشد. مشابه این حالت را میتوان در دولت عربستان سعودی و در تعامل این کشور با شیعیان خود مشاهده کرد. همانطور که می دانیم ساکنان شرق عربستان سعودی، عرب و شیعه هستند که ساکنان اصلی آن منطقهاند، همه تفکرات ملی عربستان سعودی متعلق به شرق این کشور است که شیعه نشین میباشد. در اواخر دهه 40 که آرامکو به آنجا آمده و این همه شرکت در آنجا ایجاد شده حتی یک شهروند شیعه عربستان سعودی در این شرکتها استخدام نشده و تا کنون نیز همه راهها و جاده هایشان خاکی و بدون آسفالت است. سیاست دولت عربستان سعودی به گونهای است که به منظور سرکوب شیعیان و پایمال کردن حقوقشان، مدام آنها را به این متهم میکند که دولت ایران آنها را حمایت کرده و تحریک میکند. بدین معنا که عربستان سعودی ایران را به بهانهای تبدیل نموده که سهم شهروندان خود را نپردازد و حقوقشان را زیر پا بگذارد.
ترکیه هم همان سیاست را به اجرا میگذارد و PKK را در راستای اجرای این سیاست به کار میگیرد. زمانی که در سال 1991 منطقه امن [در کردستان عراق] ایجاد شد، ترکیه از آن حمایت کرد چرا که اهداف بسیار مهمی در پس این اقدامش نهفته بود. اول اینکه همه آوارگان کرد بازگردند دوم اینکه اقلیم کردستان را ایجاد کند که مانند کردستان ترکیه شود، به طوریکه حکومت باشد اما همچنان زیر یوغ سیاستهای ترکیه قرار گیرد. ترکیه قندیل و نیز اقلیم کردستان را به بهانهای تبدیل کرده تا کردهای خود را محدود و مجزا کند و مورد ستم قرار دهد و ثروت و دارایی و درآمدشان را به یغما ببرد و به عنوان شهروند درجه دو با آنها برخورد نماید.
کردپرس: میدانیم که همه جامعه کردی ترکیه حامی و طرفدار HDP نیستند، بخشی از آنها طرفدار HDP، بخشی PKK و بخشی هم کردهای اسلام گرا هستند که تعداد زیادی را هم تشکیل داده و در هر انتخاباتی هم به اردوغان رای میدهند. چنان که اشاره کردید حزب هوداپار نیز وجود دارد و در قالب حزبی قانونی و رسمی در حال فعالیت است. حال کردهای اسلام گرای ترکیه چه نقشی در این میان دارند و چه نقشی میتوانند نسبت به مسئله کرد ایفا کنند؟ آیا آنها هیچ هدف و آرمانی برای کردها دارند؟
دکتر ماجد خلیل: کردهای اسلام گرای ترکیه پروژه اسلام گرایی این کشور هستند، نیرویی نیستند که در فضای جنبشهای روشنفکری، اقتصادی و اجتماعی کردستان به وجود آمده باشند. کردهای اسلام گرا در ترکیه در ابتدای قرن بیستم جنبشهای نوپایی داشتند که از احساسات ملی گرایانه کرد سرچشمه نمیگرفت و تفکری نشات گرفته از تصوف نقشبندی داشتند.
اما بر اساس همهی شواهد و مدارک واضح است که حزب الله کردی در ترکیه توسط میت ترکیه بنا نهاده شد تا در برابر نیروهای مسلح چپ به کار گرفته شود. همچنین اکنون نیرویی سیاسی مانند هوداپار این نقش را ایفا میکند. علاوه بر آن و ترسناک تر از آن اکنون تفکر تندرو سلفی جهادی است که به سرعت در ترکیه گسترش مییابد و چند آرمان دارد.
اولین هدف از اشاعه این افکار مقابله با نیروها و پروژههای ملی گرایانهی جنبشهای کردی است. دوم، جهت مقابله با هژمونی علوی یا هژمونی ادبیات و فرهنگ و سبک زندگی ایرانی است، چرا که پس از سال 1979 [1357] به نوعی جهان اسلام تحت تاثیر انقلاب ایران قرار گرفت. به ویژه تئوریهای امام خمینی که از یمن تا ترکیه را تحت تاثیر قرار داد.
این نیروها که ترکیه آنها را ایجاد کرده است در پی رواج تفکر سنی گرایانه رادیکال هستند به طوریکه آشکارا در کردستان ترکیه به جوانان تربیت شده مکتب عبدالله عظام و تئوریسینهای بزرگ اسلام گرایی جهادی اجازه فعالیت داده میشود در حالی که فعالیت آنها در سایر مناطق ترکیه ممنوع است و با دهها تهمت و اتهام مجازات میشوند. اما در کردستان با هدف رشد مکاتب فکری خشونت آمیز اسلامی سنی گرا به وضوح تلاش کرده و مانند پروژهای بر روی آن کار میکنند.
حالت دیگری که تقریبا محتمل ترین آنها است، ایجاد حزب عدالت و توسعه کردی است، به عنوان شاخهای از حزب عدالت و توسعه که در رسانهها صحبتهای زیادی در مورد آن شده است و برای انتخابات بعدی نیز به نظر میرسد اقدامی اینچنینی به مرحله عمل برسد. میخواهند حزبی با نامی کردی تاسیس شود و البته نه با مرامی کردی، بدین معنا که ترکیه قصد ندارد که برای کرد بودن و ملی گرایی تبلیغ کند، تنها میخواهد همیشه پروژهای به نام ملی گرایی کردی وجود داشته باشد تا بتواند سیاست خود را در این مناطق اعمال کند و به همین منظور حزب عدالت و توسعه کردی را مانند بدیلی برای مقابله با HDP ایجاد میکند و همه امکانات مورد نیاز را در اختیارش قرار میدهد و به آن آزادی بخشیده و حتی به لحاظ اقتصادی امکانات بسیاری را برایش فراهم میکند.
این حالت تهدیدی بسیار جدی است چرا که بزرگترین خطر برای منطقه این است که روح همزیستی از بین برود و رقابت سیاسی جای خود را به جبهه گرفتن در مقابل یکدیگر بدهد. چنانکه در حال حاضر نیز در زمان انتخابات و در خیابانها جوانانی هستند که با تکبیر سر دادن، تفکر جهادی القاعده را تبلیغ میکنند. نیروهای دولتی نیز با آنها همکاری کرده و مدارس شبانه روزی و بسیاری از منابع درسی و بسیاری از موسسات و بخشهای دینی آنها را به درون کردستان هدایت کردهاند. هزاران حافظ قرآن هستند که حافظ قرآن سیاسی هستند و در تشکیلات AKP تربیت شدهاند. همه اینها تهدیدی بسیار جدی برای آیندهی مسئلهای به نام مسئله کرد هستند.
کردپرس: کرد ترکیه چنانکه اشاره کردید قومی تحت ستم است و تا کنون هیچ حقی نداشته است، پس چرا درصد رای کردهای ترکیه به نفع حزبی مانند حزب اردوغان بالا است؟ حزبی اسلام گرا که نقش اصلی را در سرکوب کردها ایفا کرده است.
دکتر ماجد خلیل: این ویژگی احزاب توتالیتر است، حزب عدالت و توسعه تنها به واسطهی قدرت و قاطعیت خود نیست که توانسته است هژمونی خود را تحمیل کند؛ از زمانی که در قدرت سهم داشته و حال که 15 یا 16سال است که بر تخت قدرت نشسته، نه تنها هیچ کدام از توافقات استراتژیک خود را با آمریکا یا اسرائیل بر هم نزده بلکه توسعه نیز داده است. آک پارتی از حمایت بسیار نیرومند غرب برخوردار است. از این لحاظ که قدرت اقتصادی قابل توجهی دارد، در همین راستا یکی از اخطارهای احزاب اپوزیسیون ترکیه در اعتراضات این بود که نباید از موسسات و ادارات دولتی در جهت منافع حزبی استفاده کرد.
یکی از دلایل رای دادن کردها به اردوغان این است که در کردستان ترکیه درصد بیکاری بسیار بالا است، علت دیگر این است که دین در این میان به عنوان ابزاری سیاسی و استراتژیک مورد استفاده قرار میگیرد که عاطفه و عشق مردم کرد را رام میکند، هنوز هم جامعه کردی در آن مناطق حالتی نیمه فئودال دارد و فرهنگ بیگ و خان و طریقتها مورد تبلیغ و رواج قرار میگیرد. وقتی که رای خانی را موافق خود میسازد و آن را میخرد در واقع به یکباره رای دویست روستا را به دست میآورد. این وضعیت از دههی 50 تا کنون که 70 سال از آن گذشته همچنان ادامه دارد، سیاستی که ترکیه بارها آن را در جهت به دست آوردن رای کردها به خدمت گرفته است.
همچنین ترکیه در روشهای مقابله و به دام انداختن، از حمایت بالای غرب برخوردار است. شرکتهای آمریکایی سرپرستی کمپینهای انتخاباتی آک پارتی را به عهده میگیرند. در انتخابات به ویژه در مناطقی که سطح سواد پایین تر است رای آنها همیشه صد در صد است. در مناطق دوردست که میزان بیکاری بالاست و پروژه اقتصادی در آنجا تعریف نشده است، تاکتیکهایی را مطرح میکند و به این ترتیب مسئله اقتصادی کار خود را میکند و عامل استبداد و ظلم و زور چنان میکند که رای مردم ناآگاه و بی سواد و مناطق دور افتاده را به دست میآورد.
ما میدانیم که در حال حاضر هزاران نفر در زندانها هستند و میدانیم که پس از آن انقلاب تاکتیکی [کودتا] و سناریویی که اردوغان خود ساخت، از آن زمان تا کنون هزاران معلم یا افرادی را که 17 یا 18 سال است به تحصیل مشغول هستند در مدت 24 ساعت از کار اخراج میکنند. تهدیداتی از این دست و مسائلی چون ظلم و استبداد، دلایل اقتصادی و به کار بردن تاکتیکهای دینی همه موجب رای دادن کردها به اردوغان میشوند و از طرف دیگر تقلب در انتخابات را نیز باید در نظر داشت.
چنان که میدانید هیچ سازمان غیر دولتی انتخابات ترکیه را تایید نکرده است. انتخاباتی که تا حدودی به انتخابات طنز آمیزی مشابه است که صدام نیز در زمان خود برگزار میکرد. به همین دلیل عوامل بسیاری برای موفقیت AKP. وجود دارد. البته قرار نیست که همیشه موفق باشد. در آخرین انتخابات برگزار شده کردها با تحریم انتخابات بزرگترین آسیب را به آک پارتی وارد کردند. به ویژه در استانبول که در حال حاضر شهرداریهای بسیاری از کلان شهرها دیگر در کنترل آک پارتی نیست و علت اصلی آن نیز کردها هستند.
کردها اکنون نیروی بزرگی برای تغییر در ترکیه هستند برای نمونه کردها هستند که سیاست ترکیه را تعیین میکنند، کردها هستند که وجههی ترکیه را زیر سوال بردهاند. به واسطه کردها است که همه امکانات مادی ترکیه صرف امور نظامی شده است. وضعیت چنان است که پنجاه درصد مردم ترکیه تصور میکنند که علل اقتصادی علت موثر و مشکل بزرگ ترکیه کنونی است و چهل و پنج درصد مشکل اصلی را مسئلهی دموکراسی و عدم رعایت حقوق اقلیتها میدانند.
دلایل اقتصادی نیز به مسئله کرد باز میگردد، به همین دلیل متفکران و سیاستمدارن ترکیه باید این حقیقت را دریابند که ترکیه مسیری اشتباه را برای تعامل با کردهای خود در پیش گرفته است. مسیری که ترکیه گام در آن نهاده است به عنوان مثال در عراق کنونی دیگر دیده نمیشود، همه میدانیم که اقلیم کردستان مشغول مذاکره و تفاهم با دولت مرکزی است.
چنان که میدانیم در ایران به نوعی کرد بودن و فرهنگ کردی رنگ و لعابی زیبا دارد. درست است که هیچ کدام از اینها به طور کامل به حقوق و آزادی خود دست نیافتهاند، درست است که همه در حال طی پروسه تفاهم و توافق هستند اما هیچ کدام فضای کردستان ترکیه را ندارند که هنوز هم در تعامل با مردم کرد و قبول وجود آنها مشکل دارد. هنوز هم تقابل و سیاست آپارتاید در ترکیه جاری است و هنوز هم ابعاد ناخوشایندی از تعامل در ترکیه خود را نشان میدهند.
بیشتر بخوانید:
دیدگاه کاربران