مبارزه با گروه های بنیادگرا در سوریه به کردها هویت بین المللی داد / اساسنامۀ PKK بر محور ناسیونالیسم کردی نیست
خلاصه خبر
دکتر ماجد خلیل دانش آموختۀ تاریخ، عضو هیأت علمی دانشگاه سلیمانیه و کارشناس تاریخ جنبش های کرد است. وی به ویژه درباره تاریخ حزب کارگران کردستان (PKK) و دیگر جنبش های سیاسی و مسلحانه کردهای ترکیه تحقیق کرده و مقالات و کتاب های متعددی در این زمینه به نگارش در آورده یا به کردی ترجمه کرده است.
وی در این مصاحبۀ تفصیلی با خبرنگار کردپرس از بعدی تاریخی به وضعیت فعلی کردهای ترکیه، جنبش سیاسی آنها، موضع حکومت ترکیه درباره مسئله کردها و جایگاه کردها در سیاست داخلی ترکیه می پردازد و نکات قابل توجهی مطرح می کند. علاوه بر این، در حاشیۀ همین بحث به مسئله کردهای سوریه نیز نگاهی می اندازد.
این مصاحبه به علت طولانی بودن در سه بخش ارائه می شود که بخش نخست آن در ادامه می آید.
بخش دوم مصاحبه با دکتر ماجد خلیل
کردپرس: حکومت ترکیه مدعی است خصومتی با کردها ندارد. رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه در این زمینه ادعا کرده است که کشورش مشکلی با کردها ندارد بلکه مشکل موجود در رابطه با PKK است. این ادعا تا چه اندازه میتواند درست باشد؟
دکتر ماجد خلیل: این یک ادعای بی اساس است که ترکیه با مردم کرد مشکلی ندارد. خود شخص اردوغان بارها در سخنرانیهای انتخاباتی خود در مناطق جنوب شرق ترکیه (آناتولی) که مناطق کردنشین محسوب میشود و نیز در استانبول که رأی کردها در آن تعیین کننده است، برای جذب آراء کردها اذعان کردهاست که در کشور ترکیه مشکلی به نام مسئله کرد وجود دارد کما اینکه در آخرین انتخابات با ارائه مستنداتی در این زمینه به وجود این مشکل اقرار کردهاند.
در این دست سخنرانیها، آنها هیچگاه به مسئله حزب کارگران کردستان به عنوان یک نیروی سیاسی مرتبط با مشکلاتی که اکنون در ترکیه وجود دارد اشاره نکردهاند. در حقیقت اظهار نظرهایی از این دست و انکار مسئله کردها در ترکیه تبلیغات جدیدی است که سران این کشور در نتیجه فشارهای بین المللی و منطقهای نسبت به موضوع کردها در ترکیه و به ویژه سیاستهای جدید اردوغان و حزب عدالت و توسعه در خصوص کردستان ترکیه و سوریه در پیش گرفتهاند. به همین دلیل این ادعا در تناقض با آن چیزی است که در دوران معاصر در ترکیه گذشته است و خود آنها نیز بر این موضوع تاکید دارند. واضح است که در حال حاضر در ترکیه مشکلی به نام مسئله کرد وجود دارد و این موضوع به پیش از وجود PKK بر میگردد. در واقع حزب PKK خود شکل گرفته از مسئله پیچیده، دراز مدت و حل نشده کردها در کردستان ترکیه است.
با وجود اینکه نحوهی برخورد دولتهای مختلف ترکیه از سکولارهای پیرو آتاتورک گرفته تا اسلام گرایان [حزب عدالت و توسعه] AKP، به ویژه بعد از جنگ جهانی اول موید این موضوع است که در ترکیه موضوعی تحت عنوان مسئله کرد وجود دارد، لیکن ارادهای در این کشور بطور پیوسته وجود داشته که در پی آن است حل این مسئله صرفا در دستان خود دولت ترکیه بوده و مانع از دخالت کشورهای منطقه و جوامع بین المللی در این زمینه شده است. به همین دلیل به نظر میرسد آنچه اکنون حزب حاکم ترکیه در راه مبارزه با کردها حتی از طریق نظامی بر علیه کردها آغاز کرده، ناشی از فشارهای انباشتهی مربوط به مسئلهای است که در اعصار مختلف حل نشده باقی مانده است.
با دستگیری عبدالله اوجالان [رهبر دربند PKK] در سال 1998 طی نقشهای بین المللی با مشارکت ترکیه، آمریکا و اسرائیل، بر این موضوع تاکید شد که ترکیه از نقطه نظر راهبردی نیازمند همکاری بین المللی جهت هرچه کمرنگ تر کردن مسئله کردها است اما ترکیه خواهان آن شد که راساً با توجه به اهداف و از طریق روشهای خود به این موضوع بپردازد و این دو مسیر با یکدیگر در تناقض بوده و از آن زمان تا کنون ترکیه را درگیر خود کرده و آوازه بین المللی این کشور و سرنوشتش در اتحادیه اروپا و تعامل با کشورهای منطقه و حتی مسائلی چون آزادی و حقوق بشر در این کشور را تحت تاثیر قرار داده است. در حال حاضر درگیری ترکیه با این موضوع شکل گسترده تری به خود گرفته است. حزب عدالت و توسعه که در ابتدا گفته میشد بسته صلح و آشتی با کردها را به مرحله عمل خواهد رساند از عهدهی این کار بر نیامد و جهت برون رفت از این معضل تغییر موضع داد و برای حل مشکل به اقداماتی منفی از جمله پایان دادن به روند صلح، لشکر کشی و برخورد نظامی با نیروهای قندیل و PKK و برجسته سازی این زد و خوردها، دخالت در امور کردهای ساکن در سایر کشورها و ایجاد آشوب و بازیهای سیاسی دست زد.
تمامی موضوعات مورد اشاره باعث شدهاند مسئله کردها در ترکیه به معضلی لاینحل و پیچیده تبدیل شده و بازتاب گسترده این مسئله در راستای منافع کردها باشد. از نقطه نظر بین المللی ترکیه درگیر یک بازه زمانی است که در آن کردها از طریق مبارزه با نیروهای بنیادگرا و تروریست و جهادی با گرایش اهل سنت در حال طی پروسهی ساخت شناسنامه و هویت بخشی به خود هستند.
با علم به اینکه در موقعیت کنونی کردها به عنوان بازوی مبارزه با نیروهای یاد شده تحت حمایت ائتلاف بین المللی و حتی برخی از کشورهای منطقه هستند، موضوع اهمیت بیشتری خواهد یافت. ایران و عراق نیز حامی این روند بوده خواهان مبارزه کردها با تروریسم هستند. این در حالی است که ترکیه در این عرصه فعالیت چندانی نداشته و تمامی تحقیقات انجام گرفته در این زمینه انگشت اتهام را به سوی ترکیه گرفته و این کشور را از بانیان ظهور جهان بینی تروریسم سنی گرایانه میدانند. همچنین ترکیه یکی از حامیان بزرگ شاخه اخوانیزم در منطقه بوده و از حرکتهای موسوم به وهابی و نیروهای وابسته به القاعده و حتی خود القاعده حمایت میکند.
از زمان آغاز بحران سوریه در سال 2011 تا کنون نزدیک به 900 گروه شبه نظامی ایفای نقش کردهاند که ترکیه مستقیما از صدها گروه از آنها حمایت کرده است. حزب اسلامی ترکمان دارای 3000 نیروی مسلح است و مستقیما از سوی ترکیه حمایت میشود. جبهه النصره و احرار الشام و ارتش آزاد سوریه، که از بازوهای قدرتمند اسلامگرایان است، از سوی ترکیه حمایت میشوند.
ما از وضعیت پیش آمده برای ترکیه تحت عنوان گرفتاری سیاسی تعبیر میکنیم. نقطه عطفی منفی و مشهود در سیاستهای ترکیه که توجه جامعه بین المللی بدان معطوف شده است.
کردپرس: به مسئله کرد در ترکیه بازگردیم، اشاره کردید که مسئله کرد در ترکیه قدیمی تر از موضوع PKK است، منظور شما از نیروهای سیاسی کردهای ترکیه قبل از به وجود آمدن PKK چه کسانی هستند؟ به عبارتی دیگر کردهای ترکیه چه نیروی موثری داشته و دارند؟
دکتر ماجد خلیل: با توجه به موقعیت کردها در جمهوری جدید ترکیه متوجه میشویم که از ابتدا تاکتیک متفاوتی در تقابل با کردها اتخاذ شده است. بعد از پیمان متارکه مودروس و ازهم پاشیدن امپراتوری عثمانی دو عامل در تحت سلطه ماندن کردها نقش اصلی را بازی کردهاند. عامل اول پیمانهای پشت پردهی بین المللی بودهاند که نقطه اوج آنها را میتوان پیمان سایکس پیکو دانست و با کردها چنان کرد که کرد و آنها را در میان کشورهای مختلف تقسیم نمود.
تا آن زمان مسئله کردها از موضوعاتی بود که توجهی بدان نمیشد و تا اوائل قرن بیستم این موضوع به آسانی مورد بی مهری قرار گرفت. با نگاهی به آن زمان متوجه میشویم که تمامی مبارزات کردی تحت رهبری دینی قرار داشتهاند و بدون استثنا تمامی آنها به شکست منجر شدهاند و البته این شکستها با چراغ سبز نیو امپریالیسم بوده که روسیه، فرانسه و بریتانیا در آن دست داشتند.
قابل ذکر است که از نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی نقش غرب با شروع پروژه استعماری جدید در تحت سلطه درآوردن کردها شروع شده است. کردها در آن زمان چهل حکومت محلی در دست داشتهاند که همگی آنها با انعقاد معاهده ارزروم دوم از بین رفته و تحت سلطه پان اسلامیسم دولت عثمانی قرار گرفتند که این روند در زمان سلطان عبدالحمید دوم به نقطه اوج خود رسید.
در برهههای بعدی زمام مبارزات کردی به ویژه در ترکیه به دست طریقت نقشبندی افتاده در این برهه نیز با اجازه و چراغ سبز غرب و با اقدامات ترکیهی جدید تحت کنترل کمال آتاتورک، کردها به حاشیه رانده میشوند. بعد از آنکه ارتش دولت عثمانی بسیار زبونانه خود را تسلیم نیروهای ائتلاف کرده و تسلیم خواستههای غرب شد، مصطفی کمال آتاتورک و گروههای مبارز فاشیستی ترکیه که عقدههای بزرگی را در نهاد خود پنهان داشته و احساسات ملی گرایانه آنها را به جنبش واداشته بود به آناتولی عزیمت کرده در سایه انقلاب اکتبر 1917 در روسیه و ایجاد فرصت سیاسی مطلوب به بازسازی خود میپردازند.
در این پروسه کمال آتاتورک و تئوریسینهای بزرگی چون مصطفی یاخچی اوراز و ادیب و دیگر همراهانشان، دین را دستآویز استراتژیک خود قرار داده از این طریق ترکها را تحت کنترل خود در میآورند. در همین راستا آنها کرد و ترک را مسلمان و یکسان اعلام کرده به کردها حق شهروندی میدهند تا جایی که قادر به کنترل جنبش بزرگ نورسی در راستای اهداف آتاتورک میشوند. اما پس از تاسیس ترکیه جدید در سال 1923 و در معاهده لوزان تمامی حقوق کردها نادیده گرفته شده و پس از آن نیز هیچ صحبتی از آنها به میان نمیآید.
از اینجا به بعد مبارزه مردم کردستان من جمله همهی قیامهای بعد از 1923 مانند قیام شیخ سعید پیران، کوچگیری و سید رضا درسیم آغاز میشود؛ قیامهایی که همه با حمایت کشورهای غربی نابود شده و با هماهنگی جمهوری جدید ترکیه استان بزرگی همچون موصل را در عراق عربی ایجاد میکنند.
کردها تا آن زمان قومی ستمدیده و بدون حامی هستند و رسانهها و جامعهی بین المللی هیچ حرفی از آنان به میان نمیآورند و همچنان مورد ظلم قرار میگیرند تا اینکه در سال 1939 که پایان مبارزات مسلحانه کردی است و در این مرحلهی تاریک به خصوص در جنگ جهانی دوم فرصتی ویژه برای ترکیه ایجاد شده و با اینکه در جنگ جهانی دوم تا حد بسیار زیادی بی طرف است با هدف هر چه بیشتر تحت سلطه داشتن مناطق کردنشین، پنجاه درصد ارتش خود را از جنوب شرقی ترکیه وارد این نواحی میکند. چرا که تغییراتی در هنگام حکمرانی رژیم استبدادی پادشاهی ایران در کردستان این کشور روی میدهد و جمهوری مهاباد شکل میگیرد. به منظور جلوگیری از اثرگذاری جمهوری مهاباد بر کردستان ترکیه، وضعیت فوق العاده در سراسر کردستان ترکیه اعلام میشود و تنها در دیاربکر 70 تا 80 شخصیت برجسته، روشنفکر و سیاستمدار کرد اعدام میشوند.
بدین ترتیب جنگ جهانی دوم برای کردهای ترکیه فاجعهای بسیار بزرگ بود چرا که وضعیت فوق العاده اعلام و بخش بزرگی از ارتش ترکیه وارد مناطق کردنشین شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم و همزمان با پیمان ترومن و در زمانی که آمریکا فعالیتهایی به منظور تقویت اقتصاد کشورها پس از پایان جنگ جهانی دوم انجام میداد، همهی اقدامات و هماهنگیهای ترکیه با دنیای غرب از جمله مشارکت در حزب بغدادی 1955 و بعدها مشارکت در پیمان ناتو، همه تلاشهایی جهت تحت کنترل نگاه داشتن کردها بوده است.
در این زمان قیام کردها کمرنگ و تحرکات آنان سرکوب شده و به تدریج زمانی که به واسطهی اتحاد جماهیر شوروی و جنگ سرد، رقابتهایی ایجاد میشود برخی تفکرات چپگرا به کردستان ترکیه نفوذ کرده و منجر به ایجاد تشکیلات سیاسی و روشنفکری میگردد. می توان گفت پس از جنگ جهانی دوم این سرآغاز جنبش کردی در کردستان ترکیه و به ویژه در دوره [عدنان] مندرس [نخست وزیر ترکیه در سال های دهۀ 1950] است.
در این برهه به این دلیل که همپیمانان ترکیه تفکرات لیبرال را رواج میدادند، ناچار تکثر افکار در ترکیه بروز پیدا کرد و با هدف اینکه ترکیه وجههای دمکراتیک داشته باشد احزاب سیاسی بسیاری ظهور کردند. به تعدادی از این احزاب اجازه داده میشد در مبارزات انتخاباتی جهت بلند کردن صدای کردها تلاش کنند و به این ترتیب تا حدودی به جامعه کردی آزادیهایی داده شد.
در میانهی اعطای این آزادیها به عنوان مثال گروه 49ها را داریم که در سال 1959 به مثابه یک توافق سراسری و سیاسی کردی است که جمعی از دانشجویان، روشنفکران و نویسندگان مانند موسی عنتر و کمال بورقای به مبارزهای روشنفکرانه برای توجه به مناطق کردنشین دست میزنند و جای خود را در میان احزاب تازه تاسیس ترکیه باز میکنند. اما همین که احساس شد مسئله کرد مجدداً در حال احیا است این افراد نیز دستگیر شدند.
به ناچار کردها به ایدئولوژیهای چپ گرا روی آورده و به ویژه در سال های پایانی دهه 1960 و دهه 1970 بیش از 20 حزب کردی ایجاد میشود که همگی چپگرا بودند. به عنوان مثال حزب دمکرات کردستان ترکیه که تحت تاثیر قیام ایلول و با دخالت ترکیه به دو بخش تجزیه شده و موجب درگیریهای بسیاری در کردستان ترکیه و عراق میگردد. چرا که با نقشه میت ترکیه رهبران حزب یعنی دکتر شوان و دکتر سعید آلچی طی قیام ایلول و با حکم دادگاه قیام ایلول اعدام میشوند و این لکه سیاهی بر پیشانی قیام ایلول است.
به ناچار پس از سال 1975 زمانی که اسرائیل، شاه ایران و جهان راست گرا دست از سر جنبش کردی بر میدارند، کردها روش دیگری را برای مبارزه انتخاب میکنند که آن نیز مسیری چپ گرایانه بود. زیرا بولنت اجویت [نخست وزیر اسبق ترکیه که از 1974 تا 2002 چند دوره نخست وزیر بود] نیز خود خط سوم چپ را در ترکیه دنبال میکرد و این امکان برخی آزادی ها را فراهم مینمود، به ویژه پس از سال 1975 بیش از بیست حزب مخفی کردی مانند صدای کاوه، پرچم کاوه، حزب رهایی، پرچم رهایی، کووک، DDKD، DDK2 و چندین حزب دیگر. این احزاب در کردستان ترکیه مبارزه مسلحانه را به عنوان یک ویژگی مبارزات چپ گرایانه آغاز میکنند، خصوصیتی که همیشه مورد اختلاف و درگیری بوده است.
این احزاب نیروهای ضعیفی بودند و دستگاه اطلاعاتی میت ترکیه به درون آنها نفوذ کرد. موسی عنتر در یادداشتهای خود مینویسد که میت ترکیه میگوید: "لازم نیست ما خود را به مسئله کرد مشغول کنیم، آنها خود همدیگر را از بین میبرند. "
این فضا تا سال 1980 و تا زمان کودتا ادامه داشت. زمانی که که کودتا روی داد همه احزاب سیاسی ترکیه عقب نشینی کرده و فعالیت احزاب کردی نیز ممنوع شد و یکی از این نیروها راه دیگری را در پیش گرفت. تحت تاثیر چپ علمی مانند انور خوجه از حزب کمونیست آلبانی، مائوتسه تونگ و مائویست ها، دیگر چپهای جهان و نیز تحت تاثیر چپ ترکیه به ویژه ابراهیم قاپقایا و مایر چامان، جمعی از دانشجویان در استانبول و آنکارا دست به اقدام زده و تاسیس حزب کارگران کردستان ترکیه را در سال 1978 اعلام میکنند.
فرصتی برای حزب کارگران کردستان فراهم میشود و در کودتای 1980 وارد سوریه شده و در آنجا به تعامل با حکومت حافظ اسد پرداخته و میتوانند تشکیلات خود را توسعه داده و اردوگاه نظامی و فکری خود را ایجاد کرده و مبارزه مسلحانه PKK را آغاز میکنند. مبارزهای دیکتاتوری و استالینیستی تا زمانی که همهی نیروهای چپ ترکیه و نیروهای کردی را از بین برده و صداهای مخالف را نابود کرده و مانند یک حزب قوت میگیرند و میتوانند مبارزات مسلحانه خود را بیشتر توسعه دهند. در آن زمان به واسطهی این مبارزات هزاران نفر در ارتش ترکیه و در میان کردها کشته شدهاند و بنابراین یک بازی بزرگ بین المللی در این مورد به جریان میافتد. در این بازی بین المللی اسرائیل و آمریکا نقش اصلی را ایفا میکنند به این منظور که از تقویت این نیرو جلوگیری کنند. این وضع تا زمان فروپاشی شوروی ادامه دارد و غرب نیز به وضوح از ترکیه حمایت میکند.
بر همین اساس در پاسخ به پرسش شما میتوان گفت پیش از PKK مسئله کرد حل نشده بود و از سه جهت مورد بررسی قرار میگرفت. از طرفی این مسئله مورد توجه آمریکا بود که قصد ماندن در منطقه را داشت چرا که پس از جنگ جهانی اول آمریکا به واسطه نیروی بزرگ اقتصادیش و از دست ندادن هژمونی خود در زمان جنگ، رهبری سیاسی جهان اسلام را بر عهده گرفته بود و میخواست نفوذ خود در منطقه را به شوروی اثبات کند.
حالت دوم مربوط به خود ترکیه است که در رقابتهای انتخاباتی توانست تا حدودی با هدف جذب کردها آزادیهای نسبی به آنها بدهد اما نه در حدی که بتوان گفت حقوق ابتدایی و انسانی کردها در ترکیه در نظر گرفته شده است. تا زمانی که PKK تاسیس شد نام کردها در قانون اساسی ترکیه وجود نداشت، تا آن زمان به عنوان نمونه چنانکه حسرتیان به آن اشاره میکند در قانون اساسی ترکیه طی 80 سال عمر جمهوری ترکیه حتی در یک بند هم به ملتی غیر از ملت ترک هیچ اشارهای نشده است.
با وجود این وضعیت فاجعه بار، [مقامات حکومت ترکیه] در گفتگوهای خود اظهار میکنند که ما با کردها هیچ مسئلهای نداریم. بله آنها هیچ مشکلی ندارند چون اساسا قائل به چیزی به نام کرد نیستند. اکثریت احزاب ترکیه به لحاظ فکری، فلسفی و سیاسی به این قناعت رسیدهاند که کردها وجود ندارند. حتی سخن معروفی دارند که حتی اگر دولت کردی در آرژانتین تشکیل شود ما با آن مخالفت خواهیم کرد. هدف آنها حذف مردم کرد است چرا که فلسفه همه اقدامات آنها نه تنها علیه کیان کردی بلکه علیه انسان کرد بنا نهاده شده است.
در اساسنامه هیچ کدام از احزاب ترکیه نامی از کردها برده نمیشود. اساسنامهای که PKK ارائه میدهد نیز نمیتواند نمایانگر ملی گرایی باشد. PKK نیرویی ایدئولوژیک است که بر روی تعدادی پرنسیپ و ارزشهای آپوچیگری کار میکند. این ارزشها در مانیفست PKK کاملاً مشخص است، که اوجالان آن را زمانی که دانشجو بود نوشته است و هنوز هم بر آن تاکید دارند. مانیفستی که سخن از جامعه دمکراتیک و جامعه مدنی میراند. آنچه که باعث شده است PKK به خشونت و مبارزه مسلحانه پناه ببرد و به پایگاهها و موسسات ترکیه حمله کند به نظر ما به سیاست شاخه نظامی ترکیه باز میگردد. چرا که وجود و تداوم آنها در کشاکش مشکلات داخلی ترکیه، به ایجاد مشغولیتهای دیگر و به هدر دادن نیروهای اجتماعی و دور کردن رسانهها از فساد خودشان وابسته است.
بیشتر بخوانید:
دیدگاه کاربران